X
تبلیغات
گروه کوهنوردی افق بم

گروه کوهنوردی افق بم

زانو نمي زنم حتي اگر سقف آسمان كوتاهتر از قامتم باشد.(کوروش بزرگ)

کنگره کوهنوردی ...........


کنگره بیستمین سالگرد صعود کوه شیر در شهرستان بم.مورخ 5 الی6 اردیبهشت ماه



شروع برنامه:  5 اردیبهشت،ساعت:19:30 در استادیوم ورزشی فجر در شهرستان بم


جمعه 6 اردیبهشت، صعود به کوه شیر در منطقه دهبکری


[ سوم اردیبهشت 1392 ] [ 0:55 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صعود به قله هزار راین..

به نام پاکــــــــــ یزدان


هدف برنامه: صعود قله 4501 متری هزار – گردشگری در کرمان


شروع برنامه: 12 فروردین ماه

1392

پایان برنامه:عصر 14 فروردین


امکانات: وجود چشمه و جانپناه


سرپرست برنامه:آقای فرشید جلیل پور


راهنما و سرقدم: آقای علیرضا فاریابی


و عقب دار تیم : آقای فرشید جلیل پور


 موقعیت جغرافیایی: کوه هزار در شهر راین با 4501 متر ارتفاع  و چهارمین کوه بزرگ ایران و مرتفع ترین قله جنوب کشور (بام جنوب ایران ) است

قله هزار با مساحت ۹۰۰ کیلومتر مربع سرچشمه رودخانه هایی چون هلیل رود تهرود میباشد

 از کوه های سربنه و سرمشک تشکیل شده که به وسیله ارتفاعات پست تری از سوی غرب به کوه های لاله زار و از جنوب به کوه بهرآسمان اتصال یافته است.

پوشش گیاهی: در کوه هزار انواع درختان جنگلی از جمله بنه، بادام و ارچن وجود دارد کوه هزار به دلیل داشتن هزار نوع گیاه گوناگون ، هزار نامیده شده است

مرتفع ترین مناطق مسکونی ایران روستاهای باب زنگی و اردیکان  با ارتفاع بیش از ۳۳۰۰ متر در کوه هزار قرار دارد قله هزار را می توان از جوپار، پلوار، چهل تن بردسیر، نشانه، شیر و لاله زار به خوبی دید. مرتفع ترین مناطق مسکونی ایران روستاهای باب زنگی و اردیکان  با ارتفاع بیش از ۳۳۰۰ متر در کوه هزار قرار دارد و صعود از 4 مسیر امکان پذیر است...از مسیر آبشار و روستای باب زنگی و روستای میرشادی و روستای اردیکان. این کوه در ۱۰۰ کیلومتری جنوب کرمان قرار دارد.



شرح گزارش:

طبق هماهنگی های قبل با سرپرست برنامه قرار بر این شد که یک دستگاه مینی بوس دربست از شهرستان بم برای همنوردان آماده شود... صبح روز 12 فروردین ماه تعداد 4 نفر از همنوردان بم با مینی بوس رهسپار کرمان شدیم و مستقیم به راه آهن رفتیم در آنجا همنورد خوب شیراز آقای رحمان ستایش را ملاقات کردیم و با ایشون در انتظار آمدن همنوردان دیگر از دیار دیگر بودیم...ساعت 13 :15 دقیقه سوت قطار کشیده شد و ما در اولین برخورد انتظار همنوردان را داشتیم . بعد از ملاقات با دوستان با مینی بوس راهی شهر ماهان جهت صرف نهار در رستوران مجاور شاه نعمت الله ولی و اقامه نماز در کنار مقبره این عارف بودیم. بعد از دوساعتی به طرف شهر راین حرکت نمودیم و در راین راهنمای برنامه آقای فاریابی و یا همان پسر ساردو در انتظارمان بود. سرپرست برنامه با آقای فاریابی جهت گرفتن کلید جانپناه به آقای بهادر مراجعه نمودند. بعد از خرید مایحتاج صعود  به طرف آبشار راه افتادیم. عظمت هزار از دورنمایان بود. هرچه پیش میرفتیم جامه سفید آن بیشتر خودنمایی میکرد... سردی هوا خنکای تنمان شد و در کنارآبشار ساعت 19 بعد از هماهنگی با راننده و آماده کردن کوله ها در ابتدای مسیر جلسه ای کوتاه برای معارفه برگزار شد


و همه خود را بنوعی معرفی کردند بعد از گرفتن عکس یادگاری مسیرمان را از صخره سمت چپ آبشار آغاز نمودیم.



بر بالای صخره تا پناهگاه مسیر صاف بوده ودارای شیب بسیار کمی میباشد و درختان بید استوار در میانه راه در کنار رودخانه کم عرض قدعلم کرده بودند. نور هدلامپها در میان درختان و نوری که از انها بر سطح آب رودخانه میفتاد همچون ستارگانی بود که چشمک زنان مسیر را نمایان می کرد. در حدود 3۰ دقیقه مانده به پناهگاه در سمت چپ دره، دهنه بزکش نمایان شد و تابلویی که برسر راه  گذاشته شده  بود حاکی از نشان دادن مسیر پناهگاه و دره بزکش بود. مسیرمان را از مسیر از مسیر سمت راست به طرف پناهگاه ادامه دادیم.ساعت 21:10 دقیقه به پناهگاه رسیدیم و در آنجا اتاق کوچک در اختیار خانمها داده شد. دقایقی استراحت و بعد همگی در پناهگاه بزرگ به صرف شام پرداختیم. شبی بیادماندنی با خواندن شعر و دکلمه های زیبای آقای بدیعی و آقای آزاد و صدای دلنواز آقای آهنگران. محفلی آرام و روحبخش  را درمیان داشت...

ساعتی بعد توضیحات صعود توسط سرپرست داده شد و همچنین ساعت بیدارباش فردا ساعت 4 بامداد اعلام شد. همنوردان کوله های حمله را آماده کردند و در ساعت 12 نیمه شب همگی به کیسه خوابهای خود پناه برده تا سردی شب را با گرمیه کیسه خواب و خوابی آرام فراموش کنند. فردای آن بعد از بیدارشدن و آماده شدن در ساعت 5:20 صعود را آغاز نمودند. 4 نفر از خانمها در پناهگاه ماندیم و بقیه برای صعود حرکت کردند.

 از اینجا به روایت سرپرست برنامه :

هوا کاملا صاف و بدون ابر بود.طبق راهنمایی راهنما از مسیر پاکوب که متمایل به سمت راست بود شروع به حرکت نمودیم.حدود ساعت 6 در محلی صاف برای اقامه نماز ایستادیم و پس از آن به صعودمان ادامه دادیم.برای صعود به این قله حتما باید از راهنما استفاده کرد چون هرچند مسیر پاکوب و به نظر ساده می‌آید ولی بخصوص در زمستان و در شرایط برفی به راحتی خطر گم شدن وجود دارد که پیامدهای خاص خودش را به دنبال خواهد داشت.بعد از نماز به راهمان ادامه دادیم و در حالیکه به تدریج هوا ابری و ناپایدار میشد



حدود ساعت 10 به محلی رسیدیم که تخته سنگی موسوم به تاج خروس شاخص آن بود.وجه تسمیه این سنگ هم این است که شباهت زیادی به تاج خروس دارد.نشانه دیگری که میتوان برای این سنگ برشمرد وجود لوح یادبود یکی از کوهنوردان جانباخته در نقطه‌ای زیر آن است.



از کمی قبل از این نقطه تا خود قله در بیشتر مسیر موبایلها آنتن دهی دارند.مدتی در این نقطه استراحت نمودیم و دوباره به راه افتادیم.میتوان گفت تا تاج خروس نیمی از مسیر صعود طی شده بود منتها نیم راحتتر آن.

پس از این نقطه مسیر صعود دشوارتر شد و در برخی نقاط از مسیرهای برفی کم عرض با شیب زیاد و در امتداد تخته سنگهایی باید عبور میکردیم که دقت و احتیاط زیادی را طلب میکرد.



در این بین هوای منطقه بسیار متغیر شده بود بطوریکه دائما ابرهای بارشی در بالای سر ما حرکت میکردند و بطور متناوب شاهد ابری شدن ومه گرفتگی و سپس صاف شدن و دوباره ابری شدن و بارش برف و مه گرفتگی و... بودیم.قله نیز بارها در مه فرو میرفت و بیرون میامد.ساعت 12:20 و بعد از عبور از نقاطی که ذکر شد در حالیکه بخش عمده مسیر طی شده بود با توجه به وضعیت خیلی متغیر جوی و بنا به صلاحدید سرپرست برنامه قرار شد شش نفر از اعضای گروه صعود را ادامه داده و از بین بقیه که از ادامه صعود منصرف شده بودند حمید آقارسولی یه عنوان سرپرست انتخاب شد و راه برگشت را در پیش گرفتند.

شش نفر مذکور صعود را ادامه داده و بعد از عبور از دو شیب نسبتا تند و تراورس کردن مسیری در پشت قله که در بیشتر نقاط با برفکوبی سنگین نیز همراه بود بالاخره ساعت 13:15 پا بر قله هزار گذاشتند.



البته از کنار نقطه‌ای که به عنوان قله سنگ چین شده بود نیز گذشتیم و در نقطه‌ای بالاتر از قله مستقر شدیم.خوشبختانه هنگامی که به قله رسیدیم هوا آرام شده بود.پس از حدود یکربع ساعت گروه کوهنوردی اسپیلت نیز به ما رسیدند.خوشحال از صعود قله، سرود ای ایران را با صدای بلند خواندیم و بعد از انداختن چند عکس ساعت 13:45 عازم برگشت شدیم.در مسیر برگشت هوا ابری تر همراه با بارش برف بود.دو سه باری برای استراحت و تجدید قوا و صرف تنقلات توقف کردیم و دوباره رو به پایین به راه افتادیم....

ساعت 14 بود که من به اتفاق یکی از خانمها به طرف بالا راه افتاده تا در مسیر برگشت اعضا قرار بگیریم ساعت 16 بود که به همنوردان در مسیر بازگشت رسیدیم. و به اتفاق هم مسیر فرود را ادامه دادیم.ساعت16:30 به جانپناه رسیدیم و بعد از استراحت و جمع کردن کوله‌ها دوباره به راه افتادیم



20:05 به ابتدای مسیر رسیدیم.


در اینجا سرپرست برنامه آقای جلیل پور به همراه آقای فاریابی و دختر کوهستان و خانم خاندانی با ماشین سواری آقای فاریابی به طرف راین رفتند تا طبق هماهنگیهای قبل با مسئول هیئت کوهنوردی آقای واحدی خوابگاه بگیرن و آژانس ردیف کنن تا دنبال اعضا بیاید برای رفتن به خوابگاه. که متاسفانه بدلیل 13 فروردین آژانس تعطیل بوده و بالاخره یک مینی بوس ردیف می کنند و در این فاصله هوا متغیر شد و باران و برف بارید . در کنار آبشار ساختمانی بود که صاحبخانه جهت برنامه سیزده بدر به آنجا آمده بودند و وقتی که برف شدید شد ما به آنجا رفتیم و با استقبال گرم از اعضا تیم که هر کدام به نوعی خیس باران شده بودیم را در خانه خود جای داد. و جا دارد در اینجا از این خانواده مهمان نواز کمال تشکر را کرد... نیم ساعتی در آنجا بودیم که مینی بوس رسید و بعد از سوارشدن و در برف شدید به طرف راین و خوابگاه حرکت کردیم.شب را با آرامش بعد از صعود به صبح رسانده و فردای آن روز ساعت 8 به طرف ارگ راین راه افتادیم.بعد از گشت و گذاری در ارگ و گرفتن عکسهای یادگاری به طرف باغ شاهزاده درنزدیکی ماهان رفتیم و و با گشت و گذاری در آنجا و گرفتن عکسهای یادگاری به طرف کرمان راه افتادیم.مستقیم به طرف بازار رفته و بعد از صرف نهار به حمام گنجعلی خان رفتیم و دیداری از آنجا بهمراه عکسهایی که فقط خاطره را برایمان زنده می کند... و بعد گردشی در بازار و خرید سوغات کرمان و حرکت به طرف راه آهن. 17:15 به راه آهن رسیدیم. باری دگر همنوردان خوب و گرانقدرمان را به خدای بزرگ سپردیم هر چه دل کندن از کنارشان برایمان سخت بود ولی خاطره خوش این صعود و کرمان گردی را با عزیزان همنورد به دفتر ذهن سپردیم که مروری باشد برای هر روزمان...

جا دارد از سرپرست برنامه آقای فرشید جلیل پور کمال تشکر را داشت برای برگزاری و هماهنگ کردن این برنامه ...تشکر ویژه از سرقدم و راهنمای برنامه آقای فاریابی "پسر ساردو" و پیشنهاد دهنده این برنامه "دختر کوهستان" و دیگر همنوردان ...

اعضا شرکت کننده در این برنامه:

1-      آقای فرشید جلیل پور "تهران"2- آقای محمد محمدپور"تهران" 3- آقای فریدون بدیعی "تهران" 4- آقای حسن آزاد"تهران" 5-آقای رضا زراعتکار مقدم "همدان" 6- آقای امیر محشری "مراغه" 7- آقای هادی کریم پور"مراغه" 8- آقای حسین رحمان ستایش "شیراز" 9- حمید آقا رسولی "تهران "10- آقای محمد حسن زاده"بم" 11- آقای علی آهنگران"بم" 12- آقای امیر بیت اللهی "بم" 13- علیرضا فاریابی"جیرفت" 14- خانم شمیم "تهران" 15- فرزانه حیدری "سمنان"16- نسرین داریا "تهران" 17- خانم رضایی "کرمان" 18- خانم هدی خاندانی "کرمان" و 19- مطهره افشاری....


موقعیت جغرافیایی نقاط شاخص صعود:


پناه گاه هزار : N 29 32 18.3 , E 057 17 25.5   ارتفاع 3170متر از سطح دریا

تاج خروس : N 29 31 32.9 , E 057 16 33.0     ارتفاع 3901متر از سطح دریا

قله هزار :      N 29 30 42.0 , E 057 16 15.8  ارتفاع 4511متر از سطح دریا

 

کروکی مسیر صعود:


بقیه عکسها در ادامه مطلب:


 


ادامه مطلب

[ بیستم فروردین 1392 ] [ 8:29 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

سیزده بدر .....
سیزده بدر در ارتفاعات هزار چهارمین قله ی مرتفع ایران، در بام کرمان و

کرمان گردی..


سرپرست برنامه: اقای فرشید جلیل پور از تهران


12 الی 14 فروردین 1392


[ دهم فروردین 1392 ] [ 9:0 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صعود کوه پردیس و کوه و غار نمکی در استان بوشهر

به نام پاک یزدان

گزارش برنامه: از 19 الی 21 /11/91  

نام برنامه: صعود به کوه پدریس یا پدری و کوه نمک و غارنمکی

نام مسئول برنامه : مطهره افشاری



 توصیف جغرافیایی منطقه: نام این کوه باستانی پردیس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه‌های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد. نامهایی كه داشته كوه جم ، كوه حرا ، كوه مغناطیس بوده . کوه جم در سی کیلومتری شمال شرق سیراف و سواحل شمالی خلیج فارس قرار دارد محلی ها و ساکنان قدیمی دشتستان بزرگ به کوه جم، پوز یا پدری می گویند چون قله این کوه شبیه پوز است اما در کتاب اوستا از این منطقه به "ور جم کرد" نام برده می شود به همین دلیل نام جم نیز بر آن گذاشته شده است. اما یک پژوهشگر با استفاده از نام "پدری" که نام رسمی کوه و به معنی پارادایس یا بهشت اوستاست، واژه پردیس را برای آن انتخاب کرد به همین دلیل اکنون از واژه پردیس در کل کشور برای اماکن، مناطق حتی نام دختران نیز استفاده می شود.یك محقق و پژوهشگر کار بررسی تاریخ ایران را از سال 1980 تا کنون آغااز کرده و به این نتیجه رسیده که آغار تمدن بشریت و پیدایش زمین در منطقه ای به نام کوه پوز پدری یا جم در استان بوشهر است.وی معتقد است که اولین بار نام منطقه بکر"جم" بر روی نقشه باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی به عنوان قدیمی ترین منطقه پارینه سنگی ایران با شماره 26 ثبت شده است. نزدیک ترین خشکی روی زمین به خورشیدقله این کوه که رفته رفته از ارتفاع آن کاسته شده، نزدیک‌ ترین نقطه کره زمین به خورشید، ‌است، زیرا در نزدیکی خط استوا بلندترین ارتفاع، قله همین کوه‌ است. حتی اورست حدود هزار متر از پوز پدری پائین‌تر است و یک قله مستقل جداگانه محسوب می‌شود. رشته کوههای زاگرس از همین کوه آغاز شده است به همین دلیل در اطراف آن می توان اولین دشت مسطح را مشاهده کرد. فلات ایران دو و نیم میلیون کیلومتر بود اما یک میلیون کیلومتر آن در طول سالها از ایران گرفته شده است گسترش دشت های دیگر باعث شد تا آریایی ها در همان جا زندگی کنند. حدود یک کیلومتر از کوه پردیس از جنس سیلیس است. در زمانهای گذشته از این منطقه به عنوان آیینه ای برای دیدن سپاه دشمن در توانسته به جای مانده باشد اما برای اثبات آن، باید گفت منطقه دارای معادن متعدد شیشه و فلزاتی مانند آهن و جیوه بوده و رستنگاه گیاهانی مانند کتیراست که از خشک شدن آن برای ساخت آیینه هم استفاده می شده است. اما جدا از آن، تنها صیقلی بودن این محدوده از کوه در 27 هزار سال پیش به تنهایی می توانست وظیفه یک آیینه را داشته باشد.



جام جهان نمای جمشید

جام جهان نما کوهستانهای متعدد اطراف کوه جم است که مانند یک قدح وجام عظیم بیننده را از آن همه ابهت و عظمت در خلقت مدهوش می کند. همچنین در لابه لای این کوهستانها نقشهایی پیدا شده است که بر سینه کوهها جاری شده بودند و به گفته سالمندان محلی در قدیم با آیینه پوشیده شده بود این آیینه های کوهین سر جام جم را نشان می دهد. در بالای کوه جم مشرف بر منطقه جم در چندین نقطه تحت زاویه های خاص دیوارهای سنگی صیقل شده در مقیاس های بزرگ وجود دارد که شهروندان کهنسال جم در گفتمان محلی از آن به عنوان چرم آیینه یاد می کنند همچنین بنا به گفته آنها در سالهای بسیار دور آنها با حضور در زیر این چرم آیینه ها قطعات کوچک شیشه های سیاه رنگ می یافتند که صحت این مسئله را تقویت می کند. دستیابی به تعداد جهان نما دارد.

نکات قابل توجهی که در این کوه باستانی وجود دارد:

۱ ) قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.

۲ ) آتشکده فوق العاده باستانی که در قله کوه قرار دارد، محل تولد و غسل تعمید پدر جمشید جم است.

۳ ) مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ متری کوه یعنی

تقریبا انتهایی‌ترین نقطه مشخص اسفالت با ماشین توقف کنی و ترمز دستی را بخوابانید، ماشین بجای سر

 پائینی به نرمی ‌به سمت کوه کشیده می‌شود که البته همین مغناطیس برای رانندگان ناآشنا بسیار دردسر

ساز بوده و تاکنون تعداد زیادی از خودروها بی اختیار با کوه تصادف کرده اند.

۴ ) پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیری منحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان

دارد و عسل حاصله از منطقه تماما” پیش خرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از

ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرص های شناخته شده برای ناراحتی‌های اعصاب و

دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می‌شود. 

۵ ) این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می‌کند که به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره خود

 غرق می‌شود یعنی یک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شیره می‌شود و اندازه این خرما اندازه آلبالو

بود و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماما” برای ساخت قندهای رژیمی ‌برای بیماران دیابتی

صادر می‌شود، نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا

روستاهای چاهه و دره پلنگی می‌باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می‌نمود.فعلا” سندی برای

قدمت چاهه و دره پلنگی وجود ندارد ولی علائم مشهودی از غار نشینی مشاهده، و فسیل‌های مختلفی در

این منطقه به وفور پیدا شده است.

۶ ) در لایه‌های زیرین این کوه معدن عظیمی ‌از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد،آن هم در

اطراف عسلویه كه در تهیه آب شیرین مشكل فراوان دارند .مردم چاهه و جم، کوه پردیس را فوق العاده

 مقدس و محترم می‌شمارند، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالا یکی از اولین مکانهایی بوده که

نفت در آن سوزانده شده است.

۷ ) نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای

 چاهه و دره پلنگی می باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می نمود.

با افتتاح جاده فیروز آباد به عسلویه توسط پتروشیمی، رفتن به این منطقه خیلی میسرتر و راحت‌تر شده

است. پتروشیمی ‌با تاسیس سه شهرک بزرگ در این منطقه اقدام به تاسیس فرودگاه جم نموده و

چهارشنبه هر هفته یک پرواز به مقصد جم انجام می‌شود که امکان بسیار خوبی برای سفر به این منطقه

اعجاب انگیز است.

کوه درمانگر عجیب در ایران

از جمله خواص خارق العاده این کوه کمک به درمان مبتلایان به ایدز است. به خاطر نزدیکی این کوه به

خورشید امکان رشد و نمو ویروس های بیماری زا از جمله ویروس HIV صفر است. پزشکان

متخصص بریتانیایی در موسسه Imperial Medical College در شهر لندن اخیرا در مقاله ای در

روزنامه تایمز ضمن بر شمردن این خاصیت از سازمان ملل درخواست کرده تا نام این کوه را به

ANTI-HIV Mountain تغییر دهند.دکتر Tim Hopkins رییس موسسه فوق و دارنده مدرک فوق

تخصص در رشته ایمونولوژی و ویروس شناسی درخواست ایجاد شهرک‌های درمانی برای مبتلایان به

ایدز در این منطقه داشته است. وی معتقد است با اسکان مبتلایان به ایدز در این منطقه پس از حداکثر

مدت ۱۸ ماه هیچ نشانه ای از بیماری در این مبتلایان دیده نشود.

تعداد اعضاء شرکت کننده :8 نفر و دو کودک

امکانات منطقه : وجود یک روستا در مسیر، آنتن دهی موبایل تا قله، و قرار گرفتن مسیر قله در کنارجاده. 

زمان بندی برنامه : از بم تا شهرستان جم و روستای پدری و منطقه جاشک و غارنمکی با ماشین سواری 3 روز


شرح گزارش: طبق هماهنگی های قبل  با مسئول هیئت کوهنوردی استان  بوشهر" آقای گلستانی" و مسئول هیئت کوهنوردی شهرستان جم" آقای مهندس  محمدپور" در مورخ 19 بهمن ماه سال جاری 7 نفر از اعضا گروه، در ساعت 4:30  بم را به مقصد استان بوشهر ترک کردیم و در ساعت 6:50 بامداد به شهرستان کهنوج رسیدیم . در آنجا 2 نفر از اعضاء هیئت کوهنوردی کهنوج به ما پیوستند و مسیرمان را ادامه دادیم و ساعت 21:30 به شهرستان جم رسیدیم . بعد از مختصر خرید برنامه در خوابگاه که از قبل هماهنگ شده بود به استراحت پرداخته و فردای آن روز مورخ 20 بهمن ماه ساعت  5:40 به طرف روستای پدری راه افتادیم.و ساعت 6:40 بامداد از دامنه کوه به سرقدمی  و راهنمای برنامه آقای محمد موسوی و عقب دار برنامه  آقای محمد حسن زاده صعودمان را آغاز کردیم..



مسیر زیبا و سهل العبور بود و نظاره گر طلوع آفتاب در مسیر قله بودیم زمین سبز شده و بهار زیبا را با چشمانمان در این منطقه مشاهده کردیم



 ساعت 8:40 برفراز قله 1050 متری پردیس قرار گرفتیم



و با گرفتن  چندعکس یادگاری و توضیحات راهنمای برنامه در مورد منطقه و سطح سیقلی جام جهان نما بر دیواره ای عظیم در آن منطقه و خصوصیات دیگر کوه که البته بعضی صحبتهای زده شده در مورد این کوه را هم قبول نداشتند.

در ساعت 9:20 برای فرود از مسیری دیگر آماده شدیم..مسیری که دست به سنگ بود و جذاب و دیدنی...





در مسیر برگشت نزدیک روستای پدری آثاری از خانه های آجری به جا مانده بود که قدمت آن برمی گردد به دوران ساسانیان..




و همچنین چاه آبی که دهانه آن بر روی تکه سنگی که به صورت مستطیل خیلی منظم  برش خورده که امتداد آن بر قنات آب در روستای پدری بود.



حال فکرکنید که این دهانه چاه در آن زمان با چه ابزاری و به وسیله چه انسانهای نیرومندی برش خورده؟

ساعت 11:40 دقیقه در کنار دهانه قنات و استخر آب نیم ساعتی استراحت کردیم و بعد به سوی شهرستان جم رفتیم و دیداری کوتاه با آقای محمدپور مسئول کوهنوردی شهرستان داشتیم و گرفتن لوح یادبود توسط ایشان ...

در اینجا جا دارد از زحمات ایشان جهت هماهنگی برای اجرای برنامه تشکر کرد...

با هماهنگی ایشان عصر در تفریحگاهی در بندرسیراف در کنار دریا بودیم و نظاره گر غروب خورشید





ساحل و امواج دریا و نام گروه

در آنجا و شب را در منزل آقای آشنا از کوهنوردان مهربان و مهمانواز کنگان بودیم

و صبح در ساعت 6:30 به طرف جاشک و کوه نمک حرکت کردیم بعد از گذشت 70 کیلومتری به منطقه رسیدیم و ساعت 8:40 از  کنار سکوی سیمانی به طرف غارنمکی راه افتادیم .

منطقه ای زیبا که در گوشه ای از آن زمین سرسبز و بهار مشاهده میشد در سوی دیگر نمک و آبشارنمک و اشکال زیبای نمکی به چشم می خورد.





هرچه پیش میرفتیم زیبایی منطقه دوچندان می شد. ساعت 9:15 وارد غار شدیم

بعد از گذشت از دهانه غار و صعودی کوتاه به تونلهایی کوتاه که نشسته عبور کردیم و به دهلیز رسیدیم.

دیواره هایی زیبا با رنگ آمیزی خاص خود





و قندیلهای نمکی و جویباری از آب و نمک که در آنجا روان بود ...



وقت را فراموش کردیم محو تماشای غار شدیم



و فراز نشیب های داخل آن بالا رفتیم تا یک روزن مشخص شد.دهانه خروج از غار. در ساعت 11 از غار بیرون آمده و باز تماشای منطقه زیبای نمکی و آبشار نمک و تپه هایی نمکی که حالت کریستال و بلور پیدا کرده بودند که مثل شیشه نازک و برنده و رنگی.




گرفتن عکسهای یادگاری خود مدرکی بر زیبایی و ثبت خاطره هاست.

دل  کندن از منطقه برایمان سخت بود ولی چه میشه کرد؟  بعد از استراحتی کوتاه و خوردن صبحانه ساعت 12:15  بعد از گرفتن عکس یادگاری در کنار درب ورودی غار به طرف سکوی سیمانی مسیر رفته را باز گشته. ساعت 13:20 دقیقه بود که تمام زیبایی های منطقه را در دفتر خاطرات ذهن ثبت کردیم و به سوی دیارمان راه افتادیم.



برکه ای زیبا در روستای پدری


























 ساعت 5:45 بامداد 22 بهمن ماه به بم رسیدیم .  1000 کیلومتر برگشت که مسافتی طولانی و خسته کننده. اما رنج سفر را فراموش و کوله باری از خاطره و عکسها را بیادگار با خود اوردیم.

در اینجا جا دارد از آقای بهرامی و آقای نظام آبادی و دیگر دوستان که همکاریهای لازم را داشتند تشکر کرد. به امید صعودی دیگر در دیاری دیگر از ایران زمینمان

اعضا شرکت کننده در برنامه : آقای بهرامی و آقای نظری از هیئت کوهنوردی کهنوج و آقای نظام آبادی و آقای محمدحسن زاده و آقای امیر بیت الهی و هنموردان کوچک و عزیز: حیدر و حجت نظام آبادی و خانم معصومه دشتی زاده ومطهره افشاری   




سرپرست برنامه:
مطهره افشاری   


ادامه مطلب

[ چهارم اسفند 1391 ] [ 2:33 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

کویر نوردی در منطقه "گندم بریان و کلوتهای شهداد"

بــــــــــه نــــــــــام پاکــــــــــ  یــــــــــــزدان

 

نام برنامه: تپه گندم بریان و کلوت های شهداد


زمان : از 13 الی 15 /10 / 91


نوع برنامه: کویرنوردی


تعداد: 43 نفر


امکانات : آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه


پوشش گیاهی: .....


موقعیت جغرافیایی:


نقشه مسیر دسترسی به منطقه گندم بریان از جاده آسفالت شهداد -نهبندان




کمپ گردشگري کوير


کمپ گردشگري کوير با 34 آلاچيق، آب بهداشتي، برق، راه آسفالته و برجهاي نور در 28 کيلومتري


شمال شرقي شهداد در مسير کلوت ها قرار دارد و گردشگران مي توانند در آن استراحت و اقامت کنند

.

حضور گشت هاي امدادي هلال احمر تا عمق 150 کيلومتري کوير لوت آرامش خاطر را براي گردشگران


به ارمغان مي آورد

.

بخش شهداد با 24 هزار کيلومتر مربع وسعت، 30 هزار نفر جمعيت و 2 نقطه شهري در 95 کيلومتري


شمال شرق کرمان در همسايگي کوير لوت واقع است.


- دشت‌هایی از گدازه های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان».


- پهنه‌های شنی مواج


- بزرگ‌ترین نبکاهای جهان تپه‌های شنی پوشیده از گیاه (نبکاها) که یکی از شگفتی‌های همزیستی خاک


و آب و گیاه است. این نبکاها به گلدان بیابان نیز نامیده شده‌اند.



دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شده‌است:


1– لوت شمالی از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شده‌است و حد جنوبی آن را بریدگیهای نا منظم


مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل می‌دهد. ناهمواری‌های ماسه‌ای به شکل سفره‌های ماسه‌ای


در آن وجود دارد.


2– لوت مرکزی شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمت‌های شرقی لوت مرکزی تپه‌ها و


توده‌های عظیم و به هم پیوسته ماسه‌ای قرار گرفته و سطح قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط 52 


کیلومتر وطول متوسط ۱۶۲ کیلومتر در لوت پوشانده‌است. بخشی از ناهمواری‌های لوت مرکزی دارای


پوشش گیاهی بوده و بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.


3- لوت جنوبی (لوت زنگی) غنی‌ترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است

 


   دشت ریگ سوخته یا "تل گندم بریان "


"تل گندم بریان" با مساحت 480 کیلومتر در شرق رود شور قرار دارد و سطح آن از گدازه های


آتشفشانی سیاهرنگ پوشیده شده که رنگ تیره این خطه با جذب حرارت خورشید، موجب افزایش گرمای


موجود می شود.


گفته می شود در تابستان دمای هوا در این نقطه در سایه 65 درجه بالای صفر و در آفتاب در روی گدازه


های آتشفشانی به 100 درجه سانتیگراد می رسد .

 

گندم‌بریان تپه ای است که از جاذبه های زیبا و دیدنی کویر لوت به شمار می رود و


جامعه محلی بیابان لوت آن را با نام ریگ‌سوخته نیز می‌شناسند.این تپه در فاصله 80کیلومتری شمال


شهر شهداد ودر شرق رود بیرجند قرار گرفته که با آخرین اندازه‌گیری توسط تیم پژوهش مشخص شد که


مساحت آن حدود 200 کیلومتر مربع است.


اثبات شده که گندم‌بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67درجه سانتی‌گراد در سایه، از گرم‌ترین نقطه


های زمین است. سطح گندم بریان پوشیده از سنگ‌ها و گدازه‌های بازالتی سیاه‌رنگ آتشفشانی است



كلوت شهداد، شگفتی در دل كویر


وجود كلوت‌ها از جمله شگفتی‌های شهداد و از جاذبه‌های طبیعی منطقه است كه گردشگران


بسیاری را برای بازدید از آنها به كویر می‌كشاند.


واژه كلوت از 2 واژه «كل» به معنای آبادی و «لوت» كه اشاره به كویر لوت دارد، تشكیل


شده است. این سازه‌های طبیعی از دور شهری را به یاد آدمی ‌می‌آورد كه متروك شده؛ قابل


توجه است كه وسعت این كلوت‌ها نزدیك به 11 هزار مترمربع است و با شهر شهداد 43


كیلومتر فاصله دارد.


طبیعت با صرف هزاران سال زمان و با كمك پدیده فرسایش، این شگفتی را خلق كرده كه


باورش برای هر بیننده‌ای سخت است. نم‌نم باران بر پهنه خشك كویر لوت می‌بارد و خاك‌های


تل‌شده‌ای را گرد سنگ‌ها استوار می‌كند، این‌گونه است كه طی سالیان سال سازه‌های این شهر


شگفت‌انگیز به وجود آمده است.


ژنرال سرپرسی سایكس انگلیسی، زمانی كه در ایران بوده پس از دیدن كلوت‌ها می‌نویسد:


«آثار شهر كلوت‌ها از غرایب طبیعت است. حین عبور از بین این نقاط مخروب، شخص


تصور می‌كند كه از وسط قلاع قصه‌های جن و پری می‌گذرد. این ابنیه‌ای كه طبقه‌طبقه روی


هم بنا شده و گویی اشخاصی ورای بنی نوع انسان در ساختمان آن دخیل بوده‌اند، اشكال


عبادتگاه‌ها، اهرام، برج‌ها و قله‌های بزرگی را در نظر انسان مجسم می‌كنند كه بدون اغراق،


انسان از مشاهده آنها بر خود می‌لرزد


کویر نوردان کوچک



گزارش برنامه : طبق هماهنگیهای قبل با آقای شامحمدی از همنوردان شهرستان گنبد استان

گلستان، قرار بر این شد که در این تاریخ برنامه کویر، مشترک بین باشگاه البرز و گروه

کوهنوردی افق بم برگزار شود.

که در این برنامه گروه کوهنوردی میعاد شیراز و دوست وبلاگ نویسمان از تهران خانم

عاطفه قربانی به همراه خانواده و دونفر از دوستان وبلاگ نویسشان و همنوردان قائن وکهنوج

در این برنامه اعلام آمادگی نمودند.

روز چهارشنبه ساعت 8:15 با مینی بوس بم را به مقصد کرمان ترک گفته و با تاخیر یک

ساعته در راه آهن میزبان همنوردان گنبد بودیم. بعد از معذرت خواهی به خاطر دیر رسیدن. و

آشنایی با دوستان و همنوردان به طرف منزل راه افتادیم بعد از استراحتی کوتاه به طرف حمام

گنجعلی خان و چایخانه سنتی وکیل و بازار مس گرا و موزه زرتشتیان رفتیم. ساعت 19 بعد

از هماهنگی بین گروه ها همگی به طرف شهداد راه افتاده و برای اقامه فریضه الهی در مسجد

سیرچ توقفی کوتاه داشتیم.


برای خوابگاه از قبل با آقای شفیع آبادی مسئول خوابگاه در روستای شفیع آباد هماهنگ شده

بود. و ما در ساعت 30 :21 مستقیم به خوابگاه رفتیم ، خانه ای بود در روستا که تورهای

مسافرتی در آنجا اسکان می گرفتند.

ساعتی برای استراحت و شام در نظر گرفته شد و بعد جلسه ی معارفه را آغاز کردیم مجری

برنامه آقای کولف که با شعرها و مطلبهای زیبایشان ما را مستفید کردند و بعد صحبتهای

سرپرست برنامه و راهنما در مورد برنامه، و دو روز با هم بودن در کویر...

و بعد از دوستان خواسته شد با ذکر نام، توضیحاتی در مورد سابقه کوهنوردی و خود بدهند.

یکی به یکی دوستان خود را معرفی کردند. و این باعث شد تا یک جمع صمیمی بوجود آید در

.

ساعت بیدارباش صبح بعد 5 بامداد اعلام گردید. و دوستان به استراحت پرداختند.

ساعت 10 : 6 بامداد با  دو عدد مینی بوس و دو ماشین شاسی بلند و یک پراید که خود

حکایت دارد. منزل را به سوی مقصد ترک کردیم. از راهنما دلیل آوردن پراید را پرسیدم و

ایشان گفتند به دلیل تجدد قوا و روحیه برای رانندگان مینی بوس. 30 کیلومتری در جاده

نهبندان طی کردیم تا به محل تابلو، مسیر گندم بریان رسیدیم . چند دقیقه ای توقف برای گرفتن

عکس از تابلو و صبحدم.


در بین راه یکی دو جا از مسیر را می بایست ماهرانه عبور کرد تا ماشین ها  در خاک فرو

نروند. افق درآمده و ما نظاره گر طلوع آفتاب در کویر گندم بریان بودیم. چند دقیقه ای برای

گرفتن عکس، که تنها ماندگاران سفر می باشند وقت گذاشتیم.



دوستان همگی از شور و نشاط خاصی برخوردار بودند و دیدن منطقه برایشان لذت بخش بود

و صبح خود را در کویر با دویدن آغاز کردند. مقداری زودتر حرکت کردند و بعد ما به آنها

پیوستیم و همگی با مینی بوس ادامه مسیر دادیم. کویر بود و حرکت دو مینی بوس و 3 ماشین

سواری. 3 ساعتی مسیر خاکی را طی کردیم تا به رودخانه کال شور رسیدیم. زیبا و بکر بود.

دوستان در ماسه های بغل رودخانه عکسهایی یادگاری گرفتند و بیادگار نام گروه خود را بر

ماسه نقش بستند.



با توضیحات راهنما مقداری جلوتر رفتیم و بعد آغاز کویر نوردی. آخر مسیر ماشین و همه

همنوردان کویر نورد در اینجا خود را برای چندساعتی پیاده روی آماده کردند و بعد از

توضیحات سرپرست سرقدم و راهنما آقای کمال الدینی و عقب دار آقای شا محمدی و کمک

سرپرست نیز خانم قشقایی معرفی شدند.



عقربه های ساعت 10 صبح را نشان می داد که از فراز و نشیب کنار رودخانه عبور کردیم و

کف رودخانه را پیموده تا درآن سوی دیگر، بالا رفته و ادامه مسیر تا رسیدن به منطقه.

سنگهای مذاب مانند گلهای قالی بر زمین نقش بسته بودند.



هر چه پیش می رفتیم زیبایی سنگها بیشتر نمایان بود کم کم صعود به طرف بالای تپه را داشتیم

آرام آرام در خاک قدم می گذاشتیم و سنگها را نظاره گر بودیم هر کدام به اشکال مختلف.





20 :11 بود که بر فراز تپه گندم بریان به کویر نوردان تبریک گفته و بعد از گرفتن عکسهای

یادگاری و خوردن تنقلات و میوه فرود را از شینسکی آغاز کردیم.







خاکی نرم که ما را به پایین هدایت می کرد و لذت فرودش را بر ما باقی می گذاشت.

سنگهای زیبا سوغات گندم بریان بود که هر کس چند دانه ای از آن بیادگار بر می داشت.



.مسیر رفته را باز گشته تا در ساعت 13 در کنار کال شور با مینی بوس به طرف جاده را

افتادیم و آز آنجا به کمپ کویری. که باز زیبایی کویر و کمپ هم برای همنوردانمان تازگی

داشت.

شب آرام آرام چادر سیاه خود را پهن کرد و عده ای برای دیدن آسمان پرستاره کویر بر بالای

تپه رفتند. و عده ای در کنار آتش که از قبل با نگهبان کمپ هماهنگ شده بود گذراندیم. در کنار

آتش باز از صحبتها و دکلمه ها و خاطرات دوستان مستفیذ شدیم.



آقای دارابی جوجه کباب را به همراه دو تن دیگر از دوستانشان آماده کردند و دوستان گنبد

  میزبان بودند در این شب پرستاره کویر.



آقای اسماعیلی هدیه ای با ارزش که بافت ترکمن بود از طرف باشگاه به سرپرست برنامه

تقدیم کردند که جا دارد از ایشان و همنوردان گنبد باز تشکر کرد.

پاسی از شب بود که دوستان یکی به یکی خداحافظی کردند و به کیسه خوابها و چادرهایی که

در آلاچیق ها برپا کرده بودند رفتند.

شب کویری سپری شد و خاطره اش در دفترچه ذهن بیادگار ثبت شد. صبح زود 6 بامداد

دوستان شیراز بدلیل ذیق وقت که داشتند و پیشنهاد همنوردانشان گشت و گذار در کرمان را به

کلوت ترجیح دادند. و ما بعد از خداحافظی از خانم قشقایی و همنوردشان. راهمان جدا کرده و

به کلوت پیوستیم.

ساعت 7 بامداد در کلوت شهداد قدم گذاشتیم و از این شهر خیالی، رویایی بیش برایمان برجای

نماند. و این رویا واقعیت می یابد وقتی که نظاره گر عکسها که تنها یادگاران کلوتند هستیم..



ساعتی رفت و غرق در تماشای کویر، آسمانی زیبا و ابری و نمای زیبای خانه های خیالی در

شهر رویایی و گرفتن عکسهای یادگاری در کنار دوستان.و ساعتی برگشت بدلیل ذیق وقت.


راننده خوب و محبوبمان آقای علی آبادی با ابوالفضل عزیز و دوست داشتنی از دیار گنبد





در اینجا پایان برنامه کویر و خدا حافظی از نرگس عزیز  و همسر مهربانشان و همنوردان

خوب کهنوج و راهنمای برنامه.

هر کدام به سوی دیار خود و ما ماندیم و همنوردان گنبد و تهران ..

رهسپار شدیم به دیار ماهان به باغ شاهزاده که قدمتش بر می گردد به سالیان سال...







گشت و گذاری در باغ و دیدن نمای ساختمانهای قدیمی و درختان همیشه سبز کاج و حوض

های متعدد  و آبشارهای دست ساز بشر، که همه دست در دست هم داده اند و این باغ زیبا را

بوجود آوردند.







ساعتی ماندیم و بعد به سوی کرمان رفتیم نهار را در منزل صرف کرده و آماده شدیم برای رفتن.

ساعت 16 در راه آهن بودیم، نگاه ها مضطرب از جدایی و دلی شاد برای رفتن به خانه ودیار خود...

هر چه بود گذشت. چه شاد و چه ناراحت. لحظه خداحافظی لحظه ای سنگین است.....


خواب آسوده ابوالفضل بعد از اتمام برنامه در آغوش مادر



سه پایه دوربین ، کوله پشتی ، کویر .کلوتها و نگاه بیننده. خود حکایتهایی

توصیف ناپذیر دارد...





در آخر: تشکر از همه دوستان و همنوردان گرامی به خاطر همکاریهای لازم با اینجانب...

 به امید صعودی دیگر در دیار کرمان یا بم...



 

 

 

   

  

 

 

 

[ نوزدهم دی 1391 ] [ 2:58 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

کویر نوردی در منطقه "گندم بریان و کلوتهای شهداد"
 از مورخ 13 الی 15 دی ماه کویر نوردی در منطفه "شهداد تپه گندم بریان و کلوتهای شهداد"


  مشترک با باشگاه البرز گنبد


  و مهمانان این برنامه: همنوردانی از شیراز، قاین، تهران، کهنوج و...


روز اول: گشت و گذار در کرمان


روز دوم : منطقه گندم بریان


روز سوم: کلوتهای شهداد




 گندم بریان و زیبایی سنگها در منطقه




کلوت شهداد




در صورت تمایل به شرکت در این برنامه لطفا در همین وب هماهنگ کنید.با تشکر






[ یازدهم دی 1391 ] [ 4:8 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

یـــــــــاد بـــــــــاد.....


یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت...


سالگرد پرواز پرستوهای عاشق تسلیت باد...




[ پنجم دی 1391 ] [ 12:58 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

طبیعت گردی و. گشت و گذاری در منطقه چابهار

 در مورخ 15 الی 18 آذر ماه سال جاری (15 الی91/9/18)


ساعت 16:50 دقیقه بم را به مقصد چابهار ترک کردیم.

و ساعت20:40 برای شام و استراحت کوتاه منزل یکی از دوستان آقای برجی بودیم


و بعد  به طرف سرباز راه افتاده و ساعت 2 نیمه شب در مقابل پاسگاه برای خواب چادر


زدیم و اطراق کردیم.ساعت 9:40 به چابهار رسیدیم.هوا بسیار مطبوع و بهاری بود...




گشت و گذاری در اطراف و ساحل صخره ای و دریای عمان (چابهار)






صید ماهی با قلاب توسط دو سه نفر که در کنار ساحل ..

صید ماهی توسط شخصی بومی




ماهی های کوچلوی زیبایی که متاسفانه صید شده بود و آخر زندگیش....





آنسوی ساحل صخره ای زیبا که متاسفانه به خاطر جاده سازی گوشه کنار آن

در حال تخریب بود...





آسمان آبی، تکه ای ابر، شاخه ای خشکیده در کویر، جلد دوربین، خود حکایتها دارد



تپه های مینیاتوری یا مریخی چون دیواری عظیم از چابهار تا گواتر










نمای دور از تپه گل افشان یا گل فشان







براستی گل قل میزند و سرد و لطیف است...











استقبال کودکان بومی از برای ما و شوق دیدار در وجود ما و خوشحالی کودکان در کنار ما













لبخند معصومانه دخت بلوچ و چشمان اشکبار کودکی نگران در آغوش او...








چه غریبانه ما از آنها جدا شدیم

و چه مهربانانه با خداحافظی گرمش

 ما را بدرقه کرد. خاطری بیاماندنی







و ما با کوله باری از تجربه و خاطراتی خوش و بیادماندنی رهسپار شدیم

و این بود پایان سفر...








[ دوم دی 1391 ] [ 0:43 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

قله دغو از مسیر مهرگان
در مورخ 91/9/10 صعود به قله دغو یا کله برفو

از مسیر مهرگان به صورت رفت و برگشت

به سرپرستی آقای علی اسماعیلی برگزار شد...

تعداد شرکت کننده 5 نفر


عکس بعدا گذاشته می شود


[ یکم دی 1391 ] [ 4:5 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

کوهپیمایی عمومی و مشترک جنوب شرق شهرستان

در مورخ 91/8/19 کوهپیمایی عمومی و مشترک جنوب شرق شهرستان

و گروههای شهرستان در منطقه دریجان برگزار شد.

و تعداد شرکت کننده در این برنامه بالای 200 بودند.


ساعت 7:30 دقیقه آغاز برنامه


پایان مسیر و مقصد آخرین سد دریجان


برگشت پاسی از بعد از ظهر...



اطراف روستای زیبای دریجان


سرپرست برنامه: آقای محمدحسین دریجانی






[ یکم دی 1391 ] [ 3:52 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

شبــــــــــــــــــ یلـــــــدا

01 شب یلــدا هم در راه است ...+عکس +شعر+تاریخچه

امروز ۲۹ آذر است و از امشب که بگذریم، صدای آمدن یلــــدا آرام

آرام به گوشمان می رسد و فردا شب، شب یلداست. یلدایی که

متقارن شده با نیمه ماه محرم و سوگواره عزای سالار شهیدان،

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و حزن و اندوه به جا مانده از وقایع

دردناک تاسوعا و عاشورایی که نمی توان هرگز از یاد برد؛ اما یلدا

پاسداشت رسم و رسوم آئینی ما ایرانیان نیز هست که یادآور سنت

صله ٔ رحم و دور هم بودن بستگان را در پیش دارد و تفأل به حافظ که

میهمان تمام خانه های ایرانی است …
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها خانه را برای استقبال از فرزندان

می آرایند و فرزندان و نواده ها نیز از آن سو برای دیدار بزرگان خانواده

بی قرارند. شاید از جنب و جوش همیشگی خرید از مغازه های آجیل

و میوه فروشی خبری نباشد ولی هندوانه و انار به نوبه خود کم و

بیش رخ می نمایانند و طعمی از یلدا را به شب زنده داران شب چله

می چشانند.

یلدا، همان یلدائیست که همواره در نزد ایرانیان گرامی داشته شده

است البته با اینکه امروزه تعدادی از مولفه های ویژه این رسم کهن

چون گرد کرسی نشستن و شاهنامه خواندن رو به فراموشی گذارده

اما هنوز هر ایرانی می کوشد بارقه های اصلی این آیین را حفظ کند.

ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و

سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای

برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند. ایرانیان قدیم شادی

و نشاط را از موهبت های خدایی می پنداشتند و آیین و جشن شب

یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و

در بین همه قشرها و خانواده ها برگزار میشود.

04 شب یلــدا هم در راه است ...+عکس +شعر+تاریخچه

برگزاری مراسم یلدا، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به

خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود میشود. شب یلدا یا شب چله

آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین

شب سال است و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و

تابش نور ایزدی افزونی می یابد. ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول

زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن

جشن بزرگی بر پا می کردند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب

زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد یعنی از

شب یلدا طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود و در درازترین و

تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان

سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می

کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و نور ایزدی را ستایش

کنند.

یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی

تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه “یلدا” سریانی (از لهجه

های متداول زبان “آرامی” است) و به معنی ولادت است. زبان

“آرامی” یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی

نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند

که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ

نوشته می شده، وارد زبان پارسی شده است). ولادت خورشید (مهر

و میترا) و رومیان آن را (ناتالیس انویکتوس) یعنی روز (تولد مهر

شکست ناپذیر) می نامیدند.

آیین شب یلدا یا شب چله با خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و

شیرینی و میوه های گوناگون همراه است که همه جنبه نمادین دارند

و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.  اگر رسم ها

و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی

فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده های اخیر به رسم های این

سنت افزوده شده است. شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و

مادربزرگ دور کرسی برای کوچکترها نیز از آیین های یلدا است که

خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد و بطور کلی

خوردن خوراکی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای برای بیدار

ماندن در این شب طولانی است.

02 شب یلــدا هم در راه است ...+عکس +شعر+تاریخچه


[ بیست و نهم آذر 1391 ] [ 2:31 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صعود تفتان به مناسبت عید غدیر

به نام پاک یزدان

  نام برنامه : صعود به قله تفتان

زمان : 11 الی 91/8/13

نوع برنامه: کوهنوردی

تعداد: 18 نفر

سرپرست برنامه: مطهره افشاری

سرقدم برنامه: آقای احمد کیخایی

عقب دار برنامه: آقای احسان شاهرودی

امکانات: آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه وجود چشمه و جویبار در مسیر


منطقه جغرافیایی:  اثر طبیعی ملی تفتان با مساحتی بالغ بر ۲۱۸ هکتار در سال ۱۳۸۱ طی مصوبه شماره ۲۲۴ مورخ ۲۱/۳/۸۱ شورایعالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست.
موقعیت جغراقیایی :
این اثر با ۳۱۶۴۳۴۲ تا ۳۱۶۶۶۳۶ عرض جغرافیایی و ۳۱۶۲۰۴ تا ۳۱۸۱۶۸ طول جغرافیایی در استان سیستان و بلوچستان واقع گردیده است .
ویژگیهای منطقه :
رشته کوه تفتان به طول ۱۲ کیلو متر و دارای قله های متعدد میباشد. سه دهانه اتشفشانی نیمه فعال که
از دهانه های آن بخار؛ گازهای گوگردی دائماً در حال تصاعد می باشد چشم انداز خیره کننده ای را بوجود آورده است. گوگردی بودن منطقه از پیدایش شرایط زیستی گیاهی و جانوری ممانعت بوجود آورده است.این اثر مورد احترام اهالی منطقه بوده وکوهنوردان زیادی را همه ساله به سوی خود جلب مینماید.

تفتان قله ای با ارتفاع ۴۰۵۰ متر در ۱۵۰ کیلومتری زاهدان واقع است این کوه آتشفشانی نیمه فعال است که همچنان گاز گوگرد از آن خارج میشود .

تفتان از چهار مسیر صعود میشود غربی مسیر پناهگاه . شرقی روستایی ترشاب . شمالی روستایی تمین . شمال شرقی دو راهی سنگان و روستایی خنجک

ماده خروجی از قله در صورتی که با آب مخلوط شود تولید اسید سولفوریک میکند so4h2 که ماده بسار خطرناکی است که به تیز آب سلطانی هم معروف است

پوشش گیاهی: گیاه خاص منطقه بادام تلخ . پونه. درمنه . پوشش گیاهی : آویشن خار گلک و گرمونه که برای دل درد بسیار مفید است و تقریبا تمام ارتفاعات را پوشانده است

رشته کوه تفتان به طول ۱۲ کیلو متر و دارای قله های متعدد میباشد. سه دهانه اتشفشانی نیمه فعال که از دهانه های آن بخار؛ گازهای گوگردی دائماً در حال تصاعد می باشد چشم انداز خیره کننده ای را بوجود آورده است. گوگردی بودن منطقه از پیدایش شرایط زیستی گیاهی و جانوری ممانعت بوجود آورده است.این اثر مورد احترام اهالی منطقه بوده وکوهنوردان زیادی را همه ساله به سوی خود جلب مینماید.

تفتان قله ای با ارتفاع ۴۰۵۰ متر در ۱۵۰ کیلومتری زاهدان واقع است این کوه آتشفشانی نیمه فعال است که همچنان گاز گوگرد از آن خارج میشود .

تفتان از چهار مسیر صعود میشود غربی مسیر پناهگاه . شرقی روستایی ترشاب . شمالی روستایی تمین . شمال شرقی دو راهی سنگان و روستایی خنجک

ماده خروجی از قله در صورتی که با آب مخلوط شود تولید اسید سولفوریک میکند so4h2 که ماده بسار خطرناکی است که به تیز آب سلطانی هم معروف است

قله تفتان معمولا برف زیادی نمی گیرد اما به طور معمول می توان گفت میزان برف آن در زمستان تا زیر زانو می باشد و در طول این سالها مشکل ترین صعود آن در سال ۷۴ بوده به خاطر برف زیادی که منطقه را پوشانده بود

مردم این منطقه زندگی عشایری توام با زندگی روستایی دارند به طوریکه تابستان به این منطقه کوچ می کنند و در چادرهایشان زندگی میکنند جنس این چادرها که پلاس نام دارد از موی بز و کرک ساخته می شود که آب از آنها عبور نمیکند دو دیواره به نامهای گراش خان و شصت خدا در این منطقه وجود دارد که سنگنوردان این منطقه از برای تمرینات خود از اینها استفاده می کنند که گراش خان در جاده زاهدان به خاش است و شصت خدا در جمچین.


گزارش برنامه : درایام ولایت مولایمان علی "ع"  گروه کوهنوردی افق بم خود را برای صعود تفتان در استان سیستان و بلوچستان آماده کرد و در روز پنج شنبه 11 آبان ماه همگام با مهمانان برنامه : همنوردان هیئت کوهنوردی شهرستان بم و کهنوج در ساعت 18:45 دقیقه بم را به مقصد زاهدان ترک کردیم. ساعت 23:45 به زاهدان رسیدیم... در ورودی شهر مورد استقبال آقای کیخایی قرار گرفتیم. وبا ایشان به طرف مهمانپذیر آموزش و پرورش که توسط ایشان آماده شده بود رفتیم. بعد از گذاشتن جلسه و برنامه ریزی برای فردای صعود به استراحت پرداختیم. جمعه مورخ 12/8/91 ساعت 5:30 بامداد از مهمانپذیر آموزش و پرورش به اتفاق آقای کیخایی راهنمای برنامه  به طرف میدان خلیج فارس رفتیم در آنجا خانم نخعی عزیز و آقای محمد حسن زاده به ما پیوستند و بعد مسافتی حدود 144 کیلومتررا با مینی بوس پیمودیم تا به تابلویی که بر آن حک شده بود کوه تفتان و در سمت چپ جاده قرار داشت وارد جاده شدیم و پس از عبور از روستای  کوشه به روستای تمندان می رسیم وفرعی سمت راست  قبل از روستای تمندان را طی می کنیم  تا به مسجد جمچین می رسیم که تابلوی خانه سرایداری قله تفتان در آنجا نصب شده است بعد از هماهنگی های لازم توسط راهنمای برنامه جهت استفاده از پناهگاه.. که از قبل صورت گرفته بود و هم اینجا.. با جمع و جور کردن وسایل به اخر مسیر فرعی می رویم ، این مکان به نام دره گل  محل مناسبی برای خانواده ها می باشد و پارکی نیز جهت اسکان مسافران و کوهنوردان وجود دارد که امکانات لازم را جهت شب مانی و اسکان دارد. ساعت 10مسیر را به سوی پناهگاه صبح  در پیش گرفتیم و ساعت 10:30 در کنار چشمه پونه نیم ساعتی را برای صرف صبحانه اطراق کردیم...

مسیر صعود تا پناهگاه از مسیر دره و کنار رودخانه ای جاری می باشد و تقریبا با پاکوبی مشخص ارتفاع گرفته در قسمتی از مسیر در سمت چپ به تنگه ای می رسیم معروف به گلوگاه... که عبور از آن همراه با دست به سنگ می باشد و با برداشتن گامهایی آرام و بی سر و صدا..که امکان ریزش دارد . ساعت 13 بعد از مسافت ۶ کیلومتری به پناهگاه صبح رسیدیم


..در کنار پناهگاه یک ساختمان دیگر در حال ساخت می باشد که بیشتر شبیه هتل می باشد.متاسفانه برق پناهگاه قطع می باشد و فاقد سرویس بهداشتی می باشد و یک چشمه آب شیرین در بیرون از پناهگاه وجود دارد .از پناهگاه گازهای گوگردی که از دهانه قله به هوا بلند می شود قابل رویت است.بعد از استراحت و خوردن نهارو صحبتهایی در مورد صعود توسط سرپرست و راهنمای برنامه و طریقه انجام صعود که بیشتر شبانه است با اعضا صحبت شد.

 ساعت 15:5 حرکت توسط سرپرست برنامه اعلام می گردد.


 مسیر به سوی شرق  با شیب بسیار تندی ارتفاع گرفته و به محلی ختم می شود که شبیه بام برفی دماوند می باشد  و پس از عبور از این منطقه به کاسه آتشفشانی قله می رسیم .


مسیر دارای پاکوب مشخصی است . پس از رسیدن به کاسه کمی استراحت کردیم و مسیر را به سوی قله در پیش گرفتیم.

 در 20 دقیقه به قله مانده دو نفر از اعضا در اثر سرما دچار لرز شد و یکی دیگر خسته بود. به همین دلیل سرپرست برنامه و عقب دار گروه و دو نفر دیگر برای همکاری ماندند و بقیه راهی قله شدند. و پس از 3ساعت و مسافت ۲۸۰۰ متر ،ساعت 18:30 پا بر قله تفتان نهادند.

 روی قله باد شدید و سردی می وزید دو دهانه گوگردی روی قله مشاهده کردند. پس از گرفتن عکس از نمای قله در شب راه بازگشت را درپیش گرفتند تا به کنار ما رسیدند. .ساعت 21 به پناهگاه رسیدیم و شب را در پناهگاه سپری کردیم.


روز بعد ساعت 8 بامداد بعد از صرف صبحانه از پناهگاه به طرف اردوگاه به راه افتادیم. ساعت 11 به روستای جمچین رسیدیم و پایان صعود. بعد از استراحت و تعویض لباس ساعت 12 راهی زاهدان جهت خرید از بازار رسولی شدیم  که متاسفانه با قیمت گزاف اجناس کوهنوردی برابر شدیم و کم و بیش خریدی انجام شدو ساعت 16:30 به طرف دیارمان راه افتادیم . و خدارو شکر همگی در صحت و سلامت در ساعت 23:30 به شهرزمان رسیدیم


اعضا شرکت کننده :

آقایان : - احمد کیخای رضا حسن زاده - علی بهرامی - محمد نظری - علی آهنگران - احسان شاهرودی – محمد حسن زاده - مهران هوشمند

خانمها : مطهره افشاری (سرپرست)- ثریا قاسمی - معصومه زین الصالحین - فریده فروزان - نرگس افشاری پور - نسرین افشاری پور - مریم یزدانی راد - فاطمه الله توکلی - الهام افشاری پور - نسرین نخعی



سرپرست برنامه: مطهره افشاری        


[ بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 0:47 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

خم روتک

به نام پاک یزدان


  نام برنامه : کوه خم روتک و کوه زرد

زمان : 28/7/91

نوع برنامه: کوهپیمایی

تعداد:5 نفر

امکانات: وجود چشمه تنگ آفتی در مسیر

پوشش گیاهی: درختان بنه و گردو و بوته های گون و درمنه و.....

منطقه جغرافیایی: تقریبا غرب

 

 

گزارش برنامه:باری دیگر 5 نفر از بچه های گروه عزم را جزم کردیم تا کوهپیمایی در منطقه دهبکری داشته باشیم...با ماشین شخصی در ساعت 6:30 بم را به قصد دهبکری ترک کردیم . بعد از خرید مایحتاج برنامه، بعد از گذشتن ماشین در روستای سولویه به راهنمایی آقای رضا افشاری و سرپرستی آقای رضا حسن زاده مسیرمان را روستا به طرف گردنه سولویه ادامه دادیم.ساعت حدود9:30 بود که در کنار چشمه درتنگ آفتی آتش برپا کرده و صبحانه را صرف کردیم...

 ساعتی بعد مسیر را ادامه دادیم از شیبهای تند و جاهایی که خط راه، توسط باران شسته شده بود تا رسیدیم به کوه خم روتک در ارتفاع بالای 2000 و بعد به طرف گودال سیب و کوه زرد رفتیم و مسیر را دور زده و به چشمه آفتی در ساعت 13:10 برای نهار اطراق کردیم

و باز تغییر مسیر داده و از گود می لو به طرف سولویه برگشتیم هوا تاریک شده  و ساعتهای 5:40 به روستای سولویه رسیدیم.

اعضا شرکت کننده:

 آقایان :رضا افشاری، رضا حسن زاده ، محمد حسن زاده، خانمها: کوپالی و افشاری     

[ هفدهم آبان 1391 ] [ 8:38 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

بیلان ورزشی پاییز 1391 گروه کوهنوردی" افق بم"

به نام پاک یزدان


 توضیحا ت

سرپرست

منطقه

مدت برنامه

ساعت حرکت

تاریخ اجرا

نام برنامه

---------

رضا حسن زاده

دهبکری

1 روزه

6صبح

91/7/27

کوه خم روتک

مشترک با گروه فرهنگ زاهدان , هیئت کوهنوردی کهنوج

مطهره افشاری

زاهدان

2 روزه

10 شب

11الی 91/8/13

تفتان

مشترک با جنوب شرق شهرستان

محمدحسین دریجانی

دریجان

1 روزه 

7:30 صبح

91/8/19

کوهپیمایی تا آخرین سد

رفت و برگشت از مسیرمهرگان

علی اسماعیلی

دهبکری 

1 روزه 

6:30

91/10/9

قله کله برفو یا دغو 

طبیعت گردی و گردشگری در منطقه چابهار

آقای علی برجی 

چابهار

3/5 روزه

16:50

15 الی 91/9/18

تپه های مینیاتوری،ساحل صخره ای، تپه گل افشان و کنارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




[ نهم آبان 1391 ] [ 6:52 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صحرانوردی

گروه کوهنوردی افق بم در مورخ 91/5/12 برنامه صحرانوردی خود را با تعداد 10 نفر از اعضا

گروه از دریجان تا پدوا اجرا کردند..

ساعت 9:30 دقیقه همگی اعضا به سرپرستی خانم  رضایی در

شبی که قرص ماه کامل و نسیم خنک بادمی وزید مسیر را از دریجان به طرف پدوا آغاز کردیم و

سحرگاه ساعت 3:40 دقیقه به پدوا رسیدیم.بعد از استراحت و خوردن سحری با خاطری آسوده و

در ضمن سلامت با مینی بوس به طرف بم حرکت کردیم..


[ بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 3:16 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

استقبال آز آقای بهروز رشیدی فاتح قله لنین در قرقیزستان
 

آقای بهروز رشیدی از کوهنوردهای شهرستان بم (گروه کوهنوردی فراز

بم) برای قله لنین، عازم قرقیزستان شده بودند و ایشان در تاریخ 14/5/91

موفق به صعود قله  7134 متری لنین شدند...

ایشان در91/5/21  ساعت 7 بامداد به شهرستان بم بازگشتند و مورد استقبال جمعی از

کوهنوردان بم در فرودگاه قرار گرفته و مراسم استقبال ایشان در استادیوم فجر با حضور

فرماندارو جمعی دیگر از مسئولین و کوهنوردان بم واقع شد...

از طرف خود و جامعه کوهنوردی شهرستان بم

این صعود افتخار آمیز را بهشون تبریک می گوئیم

[ شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:17 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صعود مشترک به میزبانی گروه جوپار- کرمان- قله مرغزار

به نام پاک یزدان


نام برنامه: صعود به قله مرغزار در روستای بیدوئیه

زمان : 22الی23/4/91

نوع برنامه: کوهپیمایی

تعداد: بالای 250 نفر

امکانات: وجود جویبارو قنات آب در مسیر و داشتن جاده خاکی و آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه

پوشش گیاهی: گردو و بوته های گون و درمنه.

منطقه جغرافیایی:قله مرغزار در غرب بیدوئیه و بیدوئیه در شمال کرمان و منطقه کوهپایه که از ییلاقات خوش آب و هوای کرمان به شمار می آید دارای قله های متعددی است که یکی از آنها معروف به قله مرغزار با ارتفاع معادل ۳۲۰۰ متر می باشد، که در جوار منطقه ای به همین نام قرار دارد  مرغزار همان گونه که از اسم آن پیداست همانند دیواری پر نقش و نگار در طبیعت بهاری خود نمایی می کند . چمنزارها و چشمه ساران متعددی که در مسیر قله و در ارتفاعات پدید آمده و چشم نوازی می کنند.

گزارش برنامه: باز شاکریم خدای را که یاری نمود تا صعودی زیبا در جمع همنوردان استان کرمان و استانهای مجاور انجام بدیم. باری دیگر اعضای گروه کوهنوردی افق بم به اتفاق چند نفر از اعضاء هیئت کوهنوردی شهرستان  در ساعت 14:30  بم را به مقصد کرمان  با یک دستگاه مینی بوس و راننده محبوبمان آقای زارعی ترک کردیم. استراحتی کوتاه در مسجد ابوالفضل و ادامه مسیر و ساعت 18 به کرمان  در مجتمع ورزشی فجر در بلوار جمهوری رسیدیم و آنجا جهت ثبت نام و همایش به سالن سنگ هدایت شدیم. با دیدن کلیپ برنامه های گروه جوپار تا ساعت 20 . مراسم با تلاوت کلام الهی آغاز شد و بعد به احترام نام ایران سرود ملی ایران عزیزمان توسط حضار خوانده شد. دادن لوح تقدیرو جوایز به بهترین عکاسها و دیگر جوایز به پیشکسوتها و اعضاء دیگر و اجرای بزم موسیقی اصیل و صحبتهای یکی از مسئولین و مراسم بازوبندان توسط آقای زندی و اجرای برنامه فردا توسط ایشان ذکر شد.

 بعد از صرف شام  با اعضا گشت و گذاری در پارک داشتیم و استراحت در سالن تا صبح فردا...

ساعت 4:30 بامداد آدینه بیدارباشمان بود و بعد از فریضه ی نماز صبح و بستن کوله ها در ساعت 5 بامداد با هماهنگی گروه های دیگر به طرف کوهپایه  روستای بیدوئیه رفتیم.

 ساعت 6:30 همه در صفی منظم با صدای سوت سرپرست برنامه آقای سلمانی و ذکر نام خدا صعود را آغاز نمودیم . هوای دلپذیر صبحدم و زیبایی صف اعضا به طولانی راه شیری، زیبایی صعود را دوچندان می کرد... محبت و دوستی را می توان در آنجا دید وقتی که در پیچ و خم جاده خاکی صف طولانی کش و قوسی به خود داده و وقتی که همه رو همدل و یار در پشت سر هم می دیدیم. سرپرست در همه جا حضور داشت صدای یا علی گفتنش یارای نفس ما  می شد و امیدی دیگر... ساعت 9:30 در محلی با صفا در کنار استخر آب، برای خوردن صبحانه و چای که توسط گروه جوپار آماده شده بود 20 دقیقه ای اطراق کردیم. مسیر را ادامه دادیم و کم کمک پیش میرفتیم و جویبار آبی در کنارمان نمایان شد. جرعه ای آب گوارای وجودمان و خنکای جسم و روحمان شد. مسیر جویبار به چمنزاری سبز منتها می شد که زوجی از درخت در دو طرف آن واقع شده که فاصله بین آنها چمنزاری بیش نبود.. انگار خدای مهربون بوم نقاشی خود را در اینجا قرار داده بود.

  هرچه بیشتر اوج میگرفتیم، چهره دلربایش مانند نگینی در میان مرغزار خودنمایی میکرد... ساعت 12:10 بر فراز قله مرغزار با ا رتفاع 3200 واقع شدیم.

همنوردان صعود در کنار هم  با خواندن سرود ملی و عکس، خاطرات صعود خود را کامل کردند. در پشت قله دیواره صخره ای و پرتگاه نسبتا عمیق وجود داشت که دیدنش خالی از لطف نبود...

بعد از توضیحات آقای زندی مسیر رفت را برگشته تا به چمنزار رسیدیم در آنجا با استراحت در سایه درختان و خوردن هندوانه که کاممان را شیرین و خنک ساخت،  خستگی و گرما را از تنمان بیرون کردیم. لحظاتی شاد را در کنار همنوردان گذراندیم . و ادامه مسیر تا ساعت 16 در محلی که صبحانه  صرف شده بود برای نهار نیم ساعتی  اطراق کردیم. بعد از گرفتن چند عکس یادگاری به طرف بیدوئیه کنار مینی بوس رسیدیم و همگی شاد و خرسند از صعودی دیگر در کنار دوستان قدیمی و جدید. این بود سرمشقی دیگر از سفری دیگر از دفتر کوهنوردی و صعودی مشترک در دیار کریمان کرمان عزیزمان...

با سپاس و تشکر ازباشگاه  کوهنوردی جوپار که بنیانگذار این صعود سبز در طبیعت سبز مرغزار بودند.

 

 

 

[ بیست و نهم تیر 1391 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

تقویم ورزشی سه ماهه تابستان گروه کوهنوردی افق بم

تاریخ

عنوان برنامه

نام منطقه

موضوع برنامه

زمان برنامه

ساعت حرکت

سرپرست و تماس

2/4/91

شیر

دهبکری

کوهنوردی

1روزه

4صبح

علی اسماعیلی

9/4/91

تیتون

دهبکری

کوهپیمایی

1روزه

4 صبح

احسان حسن زاده

16/4/91

دوگل

دهبکری

کوهپیمایی

ا روزه

6 صبح

امیر بیت الهی

22الی23/4/91

 

صعود مشترک مرغزار

بیدوئیه- مرغزار

کوهپیمایی

5/1

13

گروه کوهنوردی جوپارو سرپرست

گروه  رضا حسن زاده

12/5/91

صحرانوردی

پدوا - دریجان

پیاده روی

و دوچرخه سواری

شبانه

9 شب

خانم اشرف رضایی

13 الی 17/6/91

.....

دهبکری

کوهنوردی

1 روزه

6 صبح

محمد حسن زاده

20 الی24/6/91

کرکس

اصفهانن . نطنز

کوهنوردی

5 روزه

13

مطهره افشاری

31/6/91

گل گشت

دهبکری

طبیعت گرد

[ هفتم تیر 1391 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

آموزشی(کمیته فنی)

به نام پاک یزدان

گزارش برنامه: جمعه91/2/15

نام برنامه: آموزشي سنگ وديواره طبيعي و قله هميد يا بونا

نام مسئول برنامه : كميته فني

توصیف جغرافیایی منطقه: منطقه توكل آباد، از لحاظ پوشش گیاهی درختان گردو،بادام تلخ ، و.... و بوته های درمنه و گون...

تعداد اعضاء شرکت کننده :12 نفر

امکانات منطقه : وجود چشمه آب و آنتن دهی موبایل تا قسمتي از مسير قله  

زمان بندی برنامه : یک روزه از بم یا شهرهای نزدیک

 

شرح گزارش: طبق تقویم بهاری گروه افق بم، در روز جمعه بعد از تجمع در میعادگاه همیشگی سه راه بلوار معلم جنب درب استاديوم ساعت 6:30 دقیقه با یک دستگاه مینی بوس بم را به مقصد توكل آباد  ترک کردیم. ساعت 7:30 بعد از رسیدن به مقصد درروستای توكل آباد در كنار چشمه آب  توقف کرده و بعد از برداشتن آب مورد نياز حدود 20 دقيقه پياده روي كرده و در كنار ديواره اطراق نموديم. 3 نفر از آقايان مسيررا ادامه دادند براي صعود قله و بقيه در كنار ديواره ماندند. ساعت 8 بامداد بود كه مسئول فني برنامه آقاي علي كمشكي كلاس تئوري خود را با نشان دادن وسايل فني كوهنوردي و  توضيحاتي در مورد آنها دادند. و بعد از كلاس صبحانه را صرف كرده و ساعت 9:45 آموزش بستن كارگاه بر روي ديواره را داشتيم و همچنين آموزش انواع گره هاي كوهنوردي.

بعد از بستن كارگاه صعود اعضا يكي به يكي انجام شد تا ساعت 14:20 استراحتي كوتاه براي نهار داشتيم و ادامه آموزش. و اين دفعه سنگ كوتاه كاركرديم

و صعود و فرود بر روي ديواره را نيز ادامه داديم ساعت 15:35 كه  3نفر از اعضا قله را فتح و به كنار ما آمدند. ساعت 16 پايان برنامه اعلام گرديد و به كنار چشمه آب آمده و گشت و گذاري در اطراف داشتيم تا ساعت 18 ميني بوس با تآخير يك ساعته بدنبالمان  آمد و اينبار همه اعضا با كوله اي از دانش و آموزش و تجربه به سوي بم رهسپار شديم. با تشكر از همه اعضا كه با اينجانب همكاري لازم را

داشتند

سرپرست برنامه: كميته فني(علي كمشكي)  

اعضاء شرکت کننده از گروه افق بم:

آقایان و خانمها:

1- رضا حسن زاده 2- مهندس زرواسي3- علي كمشكي4- محمد حسن زاده 5-احسان حسن زاده 6- امير بيت الهي  7- صالح حسن زاده 8- محمد نعمتي 9- حسين موسوي 10-آقاي زماني 11- نسرين افشاری 12- مطهره افشاري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ سیزدهم خرداد 1391 ] [ 5:32 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

دوره مقدماتي كارآموزي كوهپيمايي

در نظر است با حضور مربي و قهرمان ملي پوش (اولين فاتح مسلمان قله اورست و 7 قله ي بالاي هشت هزار متر، استاد حسن نجاريان) در شهر بم يك دوره كلاس كار آموزي كوهپيمايي جهت علاقه مندان در مورخ 3الي5خرداد ماه جاري اجرا ميگردد.خواهشمند است در صورت تمايل اقدام مقتضي را مبذول فرمائيد.

 

مدارك لازم جهت ثبت نام :

1-كپي از كارت ملي

2-كپي از شناسنامه

3-كپي از كارت بيمه ورزشي

4-دو قطعه عكس

5-گواهي صحت و سلامت

6-مبلغ 65000هزار تومان

وسايل لازم:6متر طناب انفرادي هفت ميلي و يك جفت باتوم

هزينه جهت خوابگاه : هر شب 5000هزار تومان - استاديوم فجر

 

گروه كوهنوردي افق بم

[ یکم خرداد 1391 ] [ 8:14 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

به مناسبت سالگرد مرحوم عیسی میرشکار.

عیسی جان چه خوش بال گشودی  و آسمان، آسمان اوج گرفتی و عروجت را دردل همه دلسوختگانت  به یادگار گذاشتي

سلام بر روح قوش سبكبال علم شاه، اي شكوه علم شاه، اي نسيم روحبخش بهاري، كه امشب بند بند هستيم را به ترنم وا مي داري. تو همان دم عيسي ي مسيحا نفس ميماني. مرغان و هزاران علم شاه جملگي ياد تو را چهچهه مي زنند و آواي مستانه شان هر لحظه بوسه مي زند بر دستان پينه بسته پدر و گيسوان سپيد مادرت.

اينك منم ....اينك ماييم...... به ياد صعود مشترك خاطره زلزله بم كه تو را به ...ما... پيوند داد.... و به ياد نپال، كه روح تو را به... آنان... پيوند داد....به ياد ستيغ كوههاي ايران، نپال، پاكستان كه ياد تو را در دل ما پ‍ژواك مي دهد. به ياد تو كه: از دل طبيعت ساده اينجا تحصيل و متانت و ورزش را به همه تنيدي و الگويي شدي براي جوانان ورزشكار اين خطه!! روحت شاد.....

پارسال در صعودي با هم خاطره اي در ذهن كاشتيم و اما امسال در سوگ عروجت و به ياد تو و خاطراتت آرام آرام قدم بر مي داريم و لحظه لحظه صعود را با ياد و نام تو ثبت خواهيم كرد.

 


[ چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 3:13 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

تقویم ورزشی بهار 1391 گروه کوهنوردی" افق بم"

به نام پاک یزدان

تقویم ورزشی بهار 1391 گروه کوهنوردی" افق بم"

توضیحات

سرپرست

منطقه

مدت برنامه

ساعت حرکت

تاریخ اجرا

نام برنامه

مشترک با هیئت  و گروه ها

علی آهنگران

دهبکری

1روزه

6 صبح

18/1/91

قله شیر

 

علی برجی

دهبکری

1 روزه

6 صبح

25/1/91

ماری بوجیل

مشترک با هیئت

محمد

 حسن زاده

گمرکان

2 روزه

 

7 الی8/2/91

آبشار سرن کوه

 

کمیته فنی

توكل آباد

1 روزه

6 صبح

15/2/91

آموزشی

مشترک با باشگاه البرز گنبد و گروه هومه از قاين و هيئت و گروه تيتانيوم  كهنوج و هيئت بم به مناسبت سالگرد مرحوم عيسي ميرشكار

مطهره افشاری

راین

5/1روزه

 

21 الی 22/2/91

      هزار    قله

 

يادواره مرحوم عيسي مير شكار

محمد حسن زاده

دلفارد

1 روزه

6 صبح

29/2/91

قله شاه چهل مرد

با حضور استاد

حسن  نجاريان

مطهره افشاري

بم، دهبكري

5/2 روزه

 

3الي5/3/91

دوره مقدماتي كارآموزي

بم

 

مشترک با هیئت

علی کمشکی

 

5 روزه

-----

11 الی15/91/3

---

مشترک با گروه اصناف جیرفت

علی اسماعیلی

دلفارد

5/1

2 عصر

25 الی 26/3/91

قله هزار شاخ

 

[ بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 11:25 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

گزارش برنامه: جمعه18 /1/91 نام برنامه: قله شیر(علامت) دهبکری

به نام پاک یزدان

توصیف جغرافیایی منطقه: منطقه دهبکری از لحاظ پوشش گیاهی درختان گردو، گیلاس، زردآلو، آلبالو،به، سیب درختی،هلوو....در دهبکری و روستاها  و بوته های درمنه و گون، آلاله ،آویشن و کلپوره  ودرختان اورس... در مسیر قله. دهبکری درغرب شهرستان بم و قله شیر در شرق دهبکری واقع شده است.

نام مسئول برنامه : علی آهنگران

تعداد اعضاء شرکت کننده :18 نفر

امکانات منطقه : وجود دو روستا کهن سیر و باغ خوش از دهبکری تا مسیر دره پر درخت، آنتن دهی موبایل تا قله

  زمان بندی برنامه : یک روزه از بم یا شهرهای نزدیک.

شرح گزارش: طبق تقویم بهاری هیئت شهرستان و گروه افق بم، در روز جمعه اولین برنامه هیئت و گروه افق بم و هماهنگی با هم  بعد از تجمع در میعادگاه همیشگی میدان آزادی ساعت 6:55 دقیقه با یک دستگاه مینی بوس بم را به مقصد دهبکری ترک کردیم.ساعت 7:55 بعد از رسیدن به مقصد درروستای کهن سیر توقف کرده و در آنجا جمعی از دوستان به ما پیوستند.  وساعت 8 همگی در صفی منظم به سرقدمی آقای عباس  کمال الدینی و عقب دار آقای علی کمشکی و کمیته فنی آقای محسن رنجبر در هوای لطیف صبحگاهی که نسیم نیز نوازشگر و خنکای وجودمان بود، با ذکر یاد خدا با گذشت از روستای کهن سیر و باغ خوش  مسیرمان را آغاز کردیم ساعت 9:40 دقیقه در دره پر درخت در کنار سرپناهی کوچک که به غار شهریار معروف هست برای صبحانه اتراق کردیم. آتشی برپا. چای آماده شد و سفره ای سرشار از مهر و محبت در کنار هم پهن کردیم . و لقمه نانی را در آن محل زیبا، نوش جان نمودیم و ساعت 10:35 مسیر را ادامه دادیم تا ساعت 13:07 دقیقه به قله شیر(علامت) رسیدیم.

 بعد از استراحتی کوتاه و گرفتن چند عکس یادگاری و توضیحات آقای کمال الدینی (در مورد اینکه قله اصلیشیر اینجاست یعنی علامت، نه تخت آلبالو! که بین همه مردم عادی و کوهنوردان دور و نزدیک قله شیر معرفی شده) ساعت 13:20مسیررفت را بازگشتیم و قسمتی از آن را وارد شینسکی شدیم

و ادامه مسیر تا 16:13 در روستای کهن سیر برای نهار در کنار قنات آب در زیر درختان گردو در منزل مرحوم مرتضی خان بهزادی  اتراق کردیم  و هوای حاکم بر دهبکری ابری و نیمه ابری بود باد خنک هم نوازشگر، که در مسیر سخت قله همراه و همیار ما بودند.ساعتی در آنجا برای استراحت و صرف نهار و چای بودیم و جلسه انتقاد و پیشنهاد را هم درهمانجا برگزار کردیم هرکس نظر شو در مورد برنامه و اعضا و هیئت و گروه اعلام کرد. و بعد از نیم ساعتی پیاده روی در روستای کهن سیر به کنار مینی بوس رسیدیم و بعد از خداحافظی و تشکر از راهنمای برنامه و چندی دیگر از دوستان، با خاطری آسوده به سوی بم رهسپار شدیم و این بود برگی دیگر از دفتر خاطرات.با سپاس و تشکر از همه دوستان که با اینجانب همکاری لازم را داشتند.

سرپرست برنامه:علی آهنگران

اعضا شرکت کننده از هیئت شهرستان: آقایان و خانمها:

1- نظری 2- احسانی 3- موسوی 4- مهندس برزنگ 5- علی اکبر زارع 6- علی اصغر زارع 7- محسن رنجبر 8- یزدانفر

اعضاء شرکت کننده از گروه افق بم: آقایان و خانمها:

1- عباس کمال الدینی 2- کمال الدینی 3- علی خضری 4- محمد امین افشار 5- محمد حسن زاده 6- حمید رضا پرویزی 7- ثریا افشاری 8- مطهره افشاری

اعضاء مشترک :  آقایان:1- علی آهنگران سرپرست برنامه 2- علی کمشکی                  

[ بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 1:41 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

دوره کارآموزی برف و یخ. در روستای باب زنگی از توابع راین برگزیده از وبلاگ عکسهای کوهنوردی من(احد)
دوره کار اموزی یخ برف
صبح روز چهار شنبه از کرمان حرکت کردیم به طرف راین ، قرار بود در راین ۴ نفر از بندر عباس و دو نفر از بم را ببینیم و بعد از انجا حرکت کنیم به طرف روستای باب زنگی(یا در زنگی ، بلند ترین منطقه مسکونی کشور که در تمامی فصول سال سکونت دارد(ارتفاع ۳۳۰۰ متر)).

در راین با دوستان بمی و بندر عباس آشنا شدیم که خانم افشاری وبلاگ نویس بمی را انجا دیدم و خوشحال شدم که ایشان در این دوره هستند. سوار بر وانت شدیم راهی روستا...

در روستا در خانه قنبر که درش همیشه به روی کوهنوردان باز است مستقر شدیم(قنبر یک اتاق دارد که در اختیار کوهنوردان قرار میدهد) و با در خواست ما یک اتاق دیگر در اختیارمان قرار گرفت. ۵ نفر در یک اتاق و ۵ نفر دیگر در ان یکی سریع مستقر شدیم و کلاس تئوری شروع شد تا نهار و بعد از خوردن نهار مختصر راهی محل کلاس شدیم. برف خیلی شل بود به دلیل هوای بسیار گرم، در روز اول روش های گام برداری و کار با کلنگ را یاد گرفتیم و یک الی دو ساعت مانده به غروب رفتیم به محل استقرارمان حدود ۴ ساعت کار کردیم در روز اول.

روز دوم قرار شده بود ساعت ۵ بیدار باش و ساعت ۶ حرکت کنیم تا بتوانیم در برف سفت کار کنیم، سرپرست گفت همراه حرکت میکنیم به طرف محل کلاس و من هم شدم جلو دار یکی از بچه ها امد و گفت محل کلاس کجاست و من در جواب گفتم راهی نیست وایستا همه با هم حرکت میکنیم یه کم حرکت کرد به طرف جلو گفتم وایستا با هم بریم و چندین بار تکرار کردم اما گوش نداد نمیدانم به چه دلیل!!! بقیه بچه ها هم حرکت کردند و بدون توجه رفتند و من و دو تا از بچه های کرمان که آماده بودیم و به خاطر انها صبر کرده بودیم ماندیم و یه نگاه کردیم به اتاق ها و در ها را بستیم و بعد با هم حرکت کردیم و در اخر دیر رسیدیم و یه نکته را یاد نگرفتیم و من از مربی پرسیدم گفتم میشود یه بار دیگر تکرار کنید گفتند دیر میایید همین است در حالی که من و دو نفر دیگر از بچه های کرمان میخواستیم به فکر خودمان باشیم و توجه نکنیم به تیم زودتر از همه میرسیدیم!!!(تشکر میکنم از استاد که یه بار دیگر تکرار کردند برای ما سه نفر)

خلاصه کلاس روز دوم :کندن جای پا و روش صعود فرود تراورس در برف ، کارگاه گلابی و T و روشهای فرود و حمایت  و تمرین با کلنگ را تا ساعت 2 کار کردیم و برگشتیم به روستا و نهار را خورده و تا حدود ساعتاهای 4 استراحت کردیم و بعد کلاس تئوری شروع شد.

روز سوم:

محل کلاس امروز دور تر بود و میبایست زود تر حرکت میکردیم یادم نیست ساعت حدود چند بود ولی وقتی به محل کلاس رسیدیم هنوز هوا تاریک بود امروز روز امتحان بود و تکرار کارهای این دو روز:

تیم سه نفره ما خیلی اشتباه داشت ،.من وقتی جایی برای اموزش میروم هدفم فقط یاد گرفتن افراد هست: پس توی امتحان روز اخر هم که میدیدم هم نوردم اشتباه میکند بهش تذکر میدادم و درستش را یادش میدادم و بعد ادامه کار ...

روز سومی خیلی خیلی ناراحت بودم اصلا دوست نداشتم این کلاس ها تمام بشود!!!

بعد از اتمام امتحان عملی راهی روستا شدیم برای امتحان تئوری ، امتحان را دادیم و فرم نظر سنجی را پر کردیم و واقعا کلاس در سطح عالی بود اما من هیچ وقت به کسی نمره عالی نمیدهم چون وقتی به فردی نمره عالی را دادی دیگه ان فرد برای پیشرفت بیشتر تلاش نمیکند!!!

اعضای شرکت کننده:

مربی دوره:حسن نجاریان 

احد درویش زاده محمد خانی،مصطفی علیخانی ، طیبه اذرشین(سرپرست) از باشگاه کوهنوردان امید کرمان - مطهره افشاری ، محمد حسن زاده از بم - اقای مهندس شرف ، خانم سلینا و آرشام سزپرست تیم بندر و محمد موسوی از بندرعباس

ارگ راین ، بزرگترین بنای خشتی دنیا بعد از ارگ بم

نمایی از روستا و قله:


عکاس:حسن نجاریان


 عکاس:حسن نجاریان

تصاویر بیشتر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ بیستم فروردین 1391 ] [ 9:10 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

آبشار و تنگ زورک(دلفارد)

به نام پاک یزدان

افتادگی آموز اگر طالب فیضی            هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

(پوریای ولی)

گزارش برنامه پنج شنبه و  جمعه18الی19 /12/90

نام برنامه: دلفارد، تنگ و آبشار زورک

نام مسئول برنامه : مطهره افشاری

توصیف جغرافیایی منطقه: این منطقه از لحاظ پوشش گیاهی درختان گردو، انواع مرکبات و درختان بادام تلخ وچنار، بوته های درمنه و گون، آلاله ،آویشن و کلپوره  و... ودلفارد  در شمال جیرفت واقع شده است.

تعداد اعضاء شرکت کننده: 8 نفر

امکانات منطقه : وجود رودخانه و چشمه ساران در مسیر، آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه

زمان بندی برنامه: یک روز کامل برای اجرای برنامه

شرح گزارش: بعد از ظهر پنج شنبه ساعت 3:40 به اتفاق 4 نفر از دوستان بم را به مقصد جیرفت ترک کردیم و بعد از استراحتی کوتاه و انجام فریضه نماز مغرب و عشا در منزل یکی از اعضا، جمع ما به اتفاق 3 نفر از دوستان جیرفت به طرف دلفارد راه افتادیم بعد از نیم ساعتی به منزل آقای دلفاردی رسیدیم. شب را در آنجا در بزم هنرمندان موسیقی،با آواز و تصنیف به یاد ایرج بستامی گذراندیم.

 شب را سپری کردیم و خاطره ای بیادماندنی برایمان شد

صبح روز جمعه بعد از خوردن صبحانه و بستن کوله ساعت 7:10 مسیرمان را از خود روستا شروع کردیم

کوچه پس کوچه های آن که باغهای مرکبات مانند یک حصار در دوطرف، منظره ای از شمال ایران را برایمان تداعی می کرد.

 بعد از گذشت از باغها به دره ای زیبا که رودخانه ای خلاف جهت ما بر بستر زمین جاری بود رسیدیم بهار به آنجا سر زده بود و درختان بادام تلخ به شکوفه نشسته بودند.

 

 و جالب دیدن لوله های آب که در کف رودخانه در کنار هم قرار داشتند بعد از پرسیدن در مورد وجود لوله ها.

 توضیح چنین داده شد که این لوله ها از مسیرهای خیلی طولانی برای آوردن آب از رودخانه ها و چشمه ساران به صورت قطره ای در کنار درختان  در تابستان استفاده می شود.

بعد از چندساعتی که در دامنه طبیعت بکر و زیبای آنجا بودیم،  وجود دهنه های چاه در نزدیک رودخانه که در فاصله های نزدیک در کنار هم بودند توجه مارا به خود جلب کرد  آبشارهای زیبای بین را نیز حکایت از تابلو نقاشی داشت که در گوشه ای از آن جاری بود هرچه بگوییم کم گفتیم زیرا دلفارد هر گوشه آن را بنگریم زیبایی خاص خود را دارد.

 

 در دره های پر از آب آنجا در کنار تپه ها و بر روی سنگ و صخره آن قدم گذاشتیم تا ساعت 12:20 برای استراحت و  نهار اطراق کردیم آتشی بر پا و چای و نهار را صرف نمودیم  و ساعت 13:10 مسیر رفته را بازگشتیم در کنار آبشارها استراحتی کوتاه و گرفتن چند عکس یادگاری چند دقیقه ای را سپری کردیم

 و ادامه مسیر تا ساعت 17:30 به منزل آقای دلفاردی رسیدیم . دوساعتی را در آنجا بودیم و بعد از تشکر از مهمانوازی ایشان و خداحافظی از دوستان به طرف بم حرکت نمودیم و در ساعت 20:30 به شهرمان بم رسیدیم و باز خاطره ای دیگر را به خاطرات سپردیم

سپاس و تشکر از جمع دوستان و همکاری آنان

اعضا شرکت کننده در برنامه:

آقایان 1- عباس کمال الدینی 2- رضا حسن زاده 3- علی برجی 4 - محمد حسن زاده 5- علی آهنگران 6- روح الله افشارمنش 7- یاسر پهلوان.

نوازندگان: آقای روح الله افشارمنش نوازنده نی و آقای علی آهنگران نوازنده سه تار و آقای یاسر پهلوان خواننده از شاگردان استاد نوربخش و استاد شجریان.

سرپرست برنامه : مطهره افشاری

 

[ نهم فروردین 1391 ] [ 3:23 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

کوهپیمایی در منطقه نرگسیه

به نام پاک یزدان

زانو نمی زنم  حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد.  (کوروش بزرگ)

گزارش برنامه جمعه 12/12/90

نام برنامه: نرگسیه

نام مسئول برنامه : محمد حسین دریجانی

توصیف جغرافیایی منطقه: این منطقه از لحاظ پوشش گیاهی درختان گردو و انجیر و بنه یا پسته وحشی و بوته های درمنه و گون و... و نرگسیه در جنوب غربی دهبکری واقع شده

تعداد اعضاء شرکت کننده : بالای 40 نفر

امکانات منطقه : وجود رودخانه و چشمه ساران در مسیر، آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه

زمان بندی برنامه : 10 الی 11 ساعت

شرح گزارش: طبق هماهنگی هیئت شهرستان با اعضا و گروه افق بم، بامداد آدینه ای دیگر تمامی همنوردان بعد از تجمع در میعادگاه همیشگی میدان آزادی ساعت 6:40 دقیقه با دودستگاه مینی بوس بم را به مقصد دهبکری ترک کردیم. بعد از رسیدن به مقصد در کنار پمپ بنزین توقف کرده و در آنجا جمعی از دوستان به ما پیوستند. و همگی در صفی منظم به سرقدمی آقای سجادی و وسط دار آقای احسانی و عقب دار آقای سیدی راه افتادیم. ساعت 9:20 دقیقه برای صرف صبحانه در بین راه توقفی داشتیم.

 و ادامه مسیر تا ساعت 12:30 به دشت نرگسیه رسیدیم و در آنجا عده ای از همنوردان به چیدن گلها و بعضی هم فقط نظاره گر زیبایی منطقه بودند هرانچه گلهای زیادی وجود نداشت و در اثر بارندگی اخیر تگرگ و برف پلاسیده شده بودند.

 ولی باز هم در میان آنها باز نرگسی سر زده بود و خودنمایی می کرد. برای استراحت و انجام فریضه الهی و صرف نهار در کنار رودخانه اطراق نمودیم.

 در آنجا بعد از گرفتن عکسهای یادگاری و با توجه به ثعب العبوری مسیر برای مهمانان برنامه سرپرست مسیر بازگشت را تغییر دادند.

 و از مسیر آبگرم چهلتن برگشتیم با نزول مائده الهی باران و برف رودخانه چهلتن به گفته دوستان بعد از 14 سال پر آب بود. و زیبایی منطقه را دوچندان کرده بود.

بعد از گذر از جاده خاکی کنار آبگرم در ساعت 17:11 به جاده آسفالت که منتها به جاده جبالبارز است به کنار مینی بوسها رسیدیم.

روزی دیگر و خاطره ای دیگر را به کوله بار خاطره ها سپردیم و خرسند از اینکه روزی دیگر را در جمع دوستان بودیم و آنجا همه همنوردند نه دکتر معنا دارد ، نه کارگر، نه دانشجو، نه مهندس ونه دانش آموز و این است خصلت خوب ورزش کوهنوردی.

سپاس و تشکر از جمع دوستان و همکاری آنان

اعضا شرکت کننده گروه افق در برنامه:

آقایان و خانمهای شرکت کننده در برنامه: 1- عباس کمال الدینی 2- رضا حسن زاده 3- علی کمشکی 4- مسلم قاسمی 5- ثریا افشاری 6- الهام افشاری 7- مطهره افشاری

تهیه و ترسیم گزارش: مطهره افشاری

 

 

 

 

 

 

 

[ هفدهم اسفند 1390 ] [ 4:8 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

هیئت موسس گروه کوهنوردی افق بم

به نام پاک یزدان

زانو نمیزنم حتی اگر سقف آسمان کوچکتر از قامتم باشد (کوروش بزرگ)

طبق نشستی در مورخ 90/12/4 در منزل یکی از دوستان، هیئت موسس گروه افق بم تشکیل گردید. و تعداد 6 نفر از دوستان در این جمع حاضر بودند.

1-آقای رضا حسن زاده 2- آقای عباس کمال الدینی 3- آقای علی برجی 4- آقای علی کمشکی 5- آقای محمد حسن زاده 6- اینجانب مطهره افشاری

بعد از تصمیمات حاصله از جلسه، صورت جلسه قرائت و توسط اعضا شرکت کننده امضا گردید.

و روز بعد جمعه 90/12/5 کوهپیمایی چند ساعته در منطقه دغو یا کله برفی توسط اعضا اجرا شد.

[ هفدهم اسفند 1390 ] [ 2:56 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

کوهپیمایی در منطقه دهبکری مسیر آبشار به آبگرم و دامنه کوه چهلتن.

به نام پاک یزدان

بچه های هیئت شهرستان رفته بودن منطقه زیبای چابهار. چند نفری بودیم که بدلیل مشغله کاری نتونسته بودیم بریم تصمیم گرفتیم یک برنامه یکروزه اجرا کنیم. صبح جمعه 8 نفر بودیم که با دو تا ماشین سواری (پراید) بم رو به مقصد دهبکری ترک کردیم ساعت 7:50 رو نشان می داد که به منطقه رسیدیم.

مسیرمان از سولو و مسیر آبشار ادامه دادیم تا ساعتهای 9:30 برای صبحانه اطراق کردیم آتشی برپا و صبحانه رو در کنار هم نوش جان کردیم.

در بین راه در کنار آبشار چند دقیقه ای برای گرفتن عکس گذراندیم.


در مسیر چشمه هایی که در اثر سرما یخ زده بودند نظاره گر بودیم که آب از آن جاری شده ویخ زده بود و در گوشه کنار آب در زیر یخ شناور بود.

مسیر رو ادامه دادیم تا  12:30 مسیر ادامه دادیم و در دامنه کوه  در کنار رودخانه کم آب چهلتن، استراحتی یک ساعته جهت انجام فریضه الهی و خوردن نهار در نظر گرفتیم.

در آنجا وقتی در فکر فرو میرفتی و زیبایی طبیعت را به یک بوم نقاشی که در برابر دیدگانت رخ می نماید، آسمان پوشیده از ابر و تکه هایی از آن آبی نیلگون آسمان، دره ای که رودخانه با آهنگ طنین اندازش گوش را نوازش می دهد و نسیم باد خنکای وجودمون می شود، کوهها همچون کوهان شتردر کنار هم ایستاده اند، صدای دلنواز پرندگان آرامش وجودم شده و درختان سبز بادام کوهی استواری و صبر را بهم آموزش می دهند، با ساقه های سبز شان در برابر سرما مقاومت می کنند بدون آنکه از خدا شکایتی داشته باشند و حال در انتظار بهارند و نسیم را آرام در آغوش پر مهر خود می گیرند ونسیم نغمه بهار نزدیک است را برایشان نجوا می کند، کم کم باید به شکوفه بنشینند و و طبیعت را برای استقبال از بهار زیبا آماده سازند. آی پرندگان بسرایید که سختی زمستان تمام شده و بهارنزدیک است...

ساعت 13:45 را نشان می داد که مسیر برگشت را آغاز کردیم تا ساعت 17:15 به کنار ماشینها رسیدیم میوه و تنقلاتی صرف شد و باز خاطره ای دیگر را به دفتر خاطرات ذهن سپردیم.

این برنامه به سرپرستی خودم  و سرقدم: آقای رضا حسن زاده و ,عقب دار آقای علی آهنگران اجرا شد. و عکاس خوب برنامه آقای الیاس زینلی.

اعضا شرکت کننده:

1- آقای علی اسماعیلی 2- آقای حسن محمدی زاده 3- آقای رضا حسن زاده 4- آقای علی آهنگران 5- آقای محمد حسن زاده 6- آقای الیاس زینلی 7- آقای علی  بدرآبادی 8- مطهره افشاری.

(اینجا جای تشکر داره از مونس و همراه زندگی ام آقای رضا حسن زاده که من کوهنوردی ام را  مدیون ایشان هستم)

[ بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 0:37 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

گشت و گذاری به قلعه حسن علی در منطقه راین

به نام پاک یزدان

در مورخ   14/11/90  همراه با هیئت شهرستان  گشت و گذاری در منطقه قلعه  حسن علی از توابع شهر راین در استان کرمان داشتم.

ساعت 6:45 از میعادگاه همیشگی میدان آزادی راه افتادیم و در شهر راین دونفر از همنوردان راینی به ما پیوستند و با هم به طرف منطقه رفتیم بعد از گذشت از جاده خاکی و رسیدن به منطقه، در کنار رودخانه آتشی برپا شد و سفره ای پر از مهر و صفای اعضا پهن شد، هر کس لقمه ای  از آن نوش کرد.


بعد ازصرف چای، مسیر را در بستر رودخانه به  سرپرستی آقای محمد شمساری و سرقدمی آقای رضا حسن زاده و عقب داری آقای احسانی و تعداد 24 نفر از اعضا تیم ادامه دادیم تا جایی که چشمانمان خیره به قندیلهای نمکی در بغل صخره ای شد. لحظاتی مکث و به این زیبایی دست ساز طبیعت نگریستیم و ادامه مسیر.

اولین بار بود که به این منطقه آمده بودم نمی دانم به چه تشبیه کنم و از زیبایی درختان گز با نمای زمستانی که رودخانه را در آغوش کشیده بودند بگم؟

یا از جویبارهای زلال بر بستر رودخانه و یا از کوههای مینیاتوری آنجا با رنگها متفاوت، گویی خدا جعبه مداد رنگی 24 رنگش را بدست گرفته بود و هر گوشه را طبق سلیقه وصف ناپذیرش به یک رنگ درآورده بود و چه زیبا رنگها را با هم ست کرده بود.

درگوشه کنار رودخانه ردپایی از پرندگان مختلف به چشم می خورد. ساعتهای 13:30 بود که به روستای قلعه حسن علی رسیدیم. بعد از سلام و احوالپرسی با اهالی آنجا که چند خانوار بیشتر نبودند و گرفتن اطلاعاتی در مورد منطقه از آنها  به کنار رودخانه رفتیم و ساعتی را برای انجام فریضه الهی و صرف نهار گذراندیم. بعد از استراحت و صرف چای مسیر را برگشتیم. و باز به زیبایی منطقه خیره شدیم زیباتر از همه سکوت کوهستان که حسی خاص به آدمی می داد.

در کنار صخره نمکی ده دقیقه ای توقف کردیم  و عکسهای یادگاری گرفتیم. شور و هیجانی خاص نه تنها  به من بلکه به تمام دوستان  دست داده بود و این را بخوبی می توانست فهمید. چون اولین باربود که قندیل های زیبای نمکی خارج از غار را بر روی صخره می دیدم.

با گذشت از گوشه کنار رودخانه و ساعت 16:5 بود که به کنار سرویس رسیدیم. و به سوی راین راه افتادیم. در شهر راین دوستان همنورد از ما جدا شدند و ما به طرف دیارمان راه افتادیم در مسجد ابوالفضل توقفی کوتاه برای جلسه انتقاد و پیشنهاد داشتیم . و ساعت19:10 دقیقه را نشان میداد که همگی اعضا با خیالی آسوده و سپردن یک خاطره دیگر را در دفترچه خاطرات ذهن، به شهر عزیزمان بم رسیدیم.

 

   

 

[ نوزدهم بهمن 1390 ] [ 3:53 بعد از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]

صعود به بام ایران دماوند جبهه غربی

به نام خالق زیبائیها

هستم اگر میروم                                    گر نروم نیستم

اینبار اعضاء گروه کوهنوردی  فراز بم عزم را جزم کردند تا بربلندای دماوند، بام ایران، دست در

دست با صداییرسا سرود ملی یمان را سر دهند و به ایرانی بودن خود افتخار کنند. ای ایران ای

مرز پر گهر، ای نامتسرچشمه هنر، دور از تو اندیشه بدان، پاینده مانی تو جاودان......   


نام برنامه: صعود به قله دماوند زمان: 23الی 29/4/1390

نوع برنامه: کوهنوردی

امکانات: وجود دامداران و زنبورداران در منطقه ، چشمه آب ، آنتن دهی

موبایل ، بودن رودخانه در مسیر. پوشش گیاهی: درختان افرا و بوته های درمنه، آویشن،گلهای شقایق وحشی

حیوانات و پرندگان در منطقه: روباه، گرگ، پلنگ و حیوانات اهلی توسط دامداران منطقه و پرندگان هوبره ،

دراج،کبک.

موقعیت جغرافیایی: رشته کوه البرز به سه بخش البرز شرقی و البرز غربی و البرز مرکزی تقسیم

شده است که کوه دماوند در البرز مرکزی واقع شده ،عرض البرز مرکزی در ناحیه کوه دماوند حدود 100کیلومتر

است و دماوند در شمال کشور واقع شده است و مساحت کل زمینهایی که توسط ارتفاعات کوه دماوند

پوشیده شده شامل تمامی مساحت دهستان بالا لاریجان است که حدود 700 کیلومتر مربع است. کوه دماوند

در جنوبی ترین قسمت استان مازندران و در 85 کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده این کوه در شهرستان

آمل بخش لاریجان در دهستان بالا لاریجان واقع شده، کوه دماوند از شمال به رودخانه تینه، از شرق و جنوب به

رودخانه هراز و از غرب به رودخانه دلی چای محدود است. و از چهار ضلع امکان صعود

دارد.                                    

گزارش برنامه: پنج شنبه ای دیگر طبق برنامه از قبل آماده شده تعدادی از اعضاء در میعادگاه همیشگی

استادیوم فجر جمع شدیم تا صعودی دیگر در آنسوی ایران را تجربه کنیم. ساعت 13:20 از عزیزانی که برای

بدرقه آمده بودند خداحافظی و بم را تا هفته ای دیگر ترک کردیم. استراحتی کوتاه در مسجد ابوالفضل و ادامه

راه تا ساعت 19:25 دقیقه در پلیس راه باغین آقای رضا رشیدی به جمع گروه پیوست تا خاطره ای از صعود به

قله دماوند با اعضاء فراز را تجربه کند در ساعت 21:15 دقیقه در مسجد کشکوئیه در کنار حوضچه ای زیبا که

دست ساز بشر بود به چای صلواتی دعوت شدیم. و بعد سفره فراز به مانند همیشه پهن و یک ساعتی اعضاء

درکنار هم به صرف شام پرداختند. در آنجا آقای حمید برخوردار و خانواده ایشان برخورد کردیم و بعد از         

احوالپرسی از آنها جدا و ادامه مسیر را در پیش گرفتیم. 5بامداد جمعه 24/4/1390 در نزدیکی کاشان برای

اقامه فریضه الهی نماز صبح ربع ساعتی گذراندیم  ودر ساعت 10:45 دقیقه به تهران کنار مرقد امام رسیدیم.با

تعیین وقت نماز ظهر قرار شد تا اذان در آنجا بمانیم در این فاصله آقای رسول بنی اسدی به گروه پیوست.

14:30دقیقه یکی دیگر از همنوردان در تهران پارس به ما ملحق شد  و جمع 16 نفره ی ما با دو راننده محبوب و

صبور گروه آقایان دهقان به طرف بومهن راه افتادیم و 16:30 دقیقه به رودهن رسیدیم ربع ساعتی استراحت و

راه پلور را در پیش گرفتیم. ساعت 18:30دقیقه به شهرستان پلور رسیدیم. بعد از خرید مایحتاج سه روز برنامه

به طرف منطقه راه افتاده و 19:48 دقیقه توقفی کوتاه در روستای قاضی مزارع داشتیم. مسیرمان را ادامه داده

در بین راه به دلیل خرابی جو هوا در منطقه و رسیدن اخبار توسط کوهنوردان کرمانی که نتوانسته بودند صعود

کنند با چند کوهنورد از جمله آقای اسماعیل زاده و خا نم ایشان صحبتی کوتاه داشتیم و تصمیم قطعی بر آن

شد که از ضلع غربی قله صعود کنیم. بعد از گذشت از پارک ملی لار ساعت 21:57 دقیقه به آبگیری که برای

دامداران و عشایرنشینان بود رسیدیم چادرها را برپا کردیم و در کمپ بیابانی خود شب را به صبح رساندیم.و

فردای آن روز یعنی 25/4/1390 تا آخرین جایی که امکانش بود با مینی بوس رفتیم، و در آنجا بعد از صرف چای

در ساعت 8:45 دقیقه  همه ی همنوردان در صفی منظم به سرقدمی آقای محمود رشیدی و عقب دار گروه

آقای احسان برجی با ذکر صلوات به سمت پناهگاه سیمرغ راه افتادیم.                                           

ساعت 13:45دقیقه به پناهگاه سیمرغ رسیدیم که با جمعی از کوهنوردان تهرانی و رشتی آشنا شدیم. به

دلیل جو نا پایدار هوا با مشورت سرپرستی با کمیته فنی و همنوردان قرار برآن شد که اگر شرایط برای صعود

مناسب بود ساعت 2نیمه شب وقت مناسبی برای صعود است و اگر نه 4 یا 6 صبحساعت2:30 دقیقه بامداد

بیدار باش اعلام شد و همنوردان با کوله حمله به سرقدمی آقای محمود رشیدی و عقب دار آقای رضا رشیدی

در ساعت 3:5 دقیقه بامداد 26/4/1390همزمان با ولادت مولایمان حضرت مهدی (عج) از پناهگاه سیمرغ مسیر

قله را در پیش گرفتیم. در ارتفاع 4800  سرپرست برنامه با یکی از آقایان که به دلیل ارتفاع زدگی  حالش

دگرگون شده بود برگشت و سرپرستی به آقای بهروز رشیدی واگذار شد. و اعضا با سرپرست جدید مسیر را

ادامه داده و ساعت 10:45 دقیقه بربلندای بام ایران سرود ملی یمان را سرودند و بعد از گشت و گذاری بر

ارتفاعات آن و گرفتن عکس یادگاری با پرچم سه رنگ ایران عزیزمان و پرچم فراز به یاد عزیزانی که نتوانسته

بودند در این برنامه شرکت کنند. و سروده ای که توسط شاعر گرانقدر،آقای علی علویان بدین منوال قرائت شد:

ای عرش بلند ای دماوند، ای مظهر قدرت خداوند، من مظهر همتم ولی تو، از قد بلند خویش خرسند، بر فرق تو

پا نهادم اکنون، بر دور سرت بسوز اسپند! حقا که تو سقف آسمانی، بالای سرت کبوتری چند، روزی چه خوش

است بسته امروز، یاران فراز با تو پیوند، زنهار که عاشقان ایران بر فر تو می خورند سوگند..                          

عقربه های ساعت, ساعت 12:45 دقیقه را نشان می داد که مسیر برگشت را در پیش گرفتند 16:5دقیقه

همانروز به پناهگاه رسیدند و همگی شاد و خرسند از فتح قله! خستگیشان را با صرف چای و استراحت برطرف

کردند.شب را در آنجا گذراندیم . بامداد دوشنبه 1390/4/27 ساعت 7:30 از پناهگاه سیمرغ  به طرف محل

اولیه مینی بوس حرکت کردیم. و 9:20دقیقه به مینی بوس رسیدیم با هم به طرف دریاچه لار حرکت کردیم بعد

از بازدیدی از دریاچه لار و بعد در کنار رودخانه نان ماستی را نوش جان کرده و ساعت 12:25 به سوی لاریجان

حرکت کردیم و با استفاده از آبگرم روستای آبگرم لاریجان از این نعمت خداوندی استفاده کرده و خستگی را در

همانجا گذاشته و با روحیه ای شاد سوار بر مینی بوس به طرف رودهن به راه

افتادیم.                                                                                                                              

برای صرف عصرانه در رستورانی در بین راه توقف کردیم که در همانجا خبر ناگوار قتل آقای داداشی را از تلویزیون

شنیدیم و متاثر شدیم.ساعت 7:30 دقیقه به سمت رودهن حرکت کردیم بعد از گشت و گذاری در پارک و

شهربازی آنجا در محل مورد نظر برای مسافرین  کیسه خوابها را پهن کرده و شب را در هوای مطبوع و نسبتا

خنک آنجا به صبح گذراندیم. ساعت 8:45 دقیقه صبح سه شنبه 28/4/90 بعد از صرف حلیم به طرف جاجرود به

راه افتادیم و بعد از خرید مایحتاج برای نهار ظهر و میوه و خوردن بستنی سنتی به کنار رودخانه جاجرود رفتیم

آنجا همه اعضا به کمک هم نهار را مهیا کردندو بعد عده ای از آقایان در بالای رودخانه به آبتنی پرداختند و روزی

به یادماندنی در تقویم خاطرات خود به جای گذاشتند.و ساعت15 به تهران رسیدیم در کنار مرقد امام تعدادی از

دوستان از گروه جدا شده و بقیه برای زیارت حرم حضرت معصومه( ع) به قم رفتیم دو ساعتی در آنجا به زیارت

و گشت و گذاری در بازار گذراندیم  و ساعت 20:10دقیقه از قم به طرف کرمان حرکت کردیم و 7:5دقیقه بامداد

29/4/1390 به رفسنجان رسیدیم بعد از انجام فریضه نماز صبح مسیرمان را ادامه داده و 8:5 دقیقه به باغین

رسیدیم در اینجا آقای رضا رشیدی از گروه جدا شدند و مسیر را در پیش گرفتیم و ساعت 10صبح در مسجد اب

والفضل در جاده بم و کرمان برای صبحانه یک ساعتی توقف داشتیم و ادامه مسیر و ساعت 12:10دقیقه به

دیارآشنا و شهر عزیزمان بم رسیدیم و مورد استقبال خانواده ها قرار گرفتیم. و این بود برگی از دفتر خاطرات

گروه فراز بر بام ایران. با تشکر از همه همنوردان دلسوز و صمیمی فراز بم که در این برنامه همکاری لازم را

داشتند

    اعضا شرکت کننده در برنامه:

 آقایان: 1- علی علویان 2- علی رشیدی 3- محمود رشیدی 4- محمد رشیدی 5- رضا رشیدی 6- بهروز رشیدی

7- مهدی برایی نژاد 8- حمید برخوردار 9- رسول بنی اسدی 10- مصطفی نجفی پور 11-حسین گوری

12- مصطفی بارانی 13- احسان برجی 14- محمد حسن زاده 15- محمد برخوردار

خانمها:1- زهرا حسن زاده 2- سکینه جهان آبادیان 3- طیبه عسکری 4-فاعظه برخوردار5- مطهره افشاری

                         سرپرست برنامه: مطهره افشاری      

[ شانزدهم بهمن 1390 ] [ 1:14 قبل از ظهر ] [ مطهره ]

[ ]