بــــــــــه نــــــــــام پاکــــــــــ یــــــــــــزدان
نام برنامه: تپه گندم بریان و کلوت های شهداد
زمان : از 13 الی 15 /10 / 91
نوع برنامه: کویرنوردی
تعداد: 43 نفر
امکانات : آنتن دهی موبایل تا قسمتی از منطقه
پوشش گیاهی: .....
موقعیت جغرافیایی:
نقشه مسیر دسترسی به منطقه گندم بریان از جاده آسفالت شهداد -نهبندان

کمپ گردشگري کوير
کمپ گردشگري کوير با 34 آلاچيق، آب بهداشتي، برق، راه آسفالته و برجهاي
نور در 28 کيلومتري
شمال شرقي شهداد در مسير کلوت ها قرار دارد و گردشگران
مي توانند در آن استراحت و اقامت کنند
.
حضور گشت هاي امدادي هلال احمر تا عمق 150 کيلومتري کوير لوت آرامش خاطر را براي گردشگران
به ارمغان مي آورد
.
بخش شهداد با 24 هزار کيلومتر مربع وسعت، 30 هزار نفر جمعيت و 2 نقطه شهري
در 95 کيلومتري
شمال شرق کرمان در همسايگي کوير لوت واقع است.
- دشتهایی از گدازه های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان».
- پهنههای شنی مواج
- بزرگترین نبکاهای جهان تپههای شنی پوشیده از گیاه (نبکاها) که یکی از
شگفتیهای همزیستی خاک
و آب و گیاه است. این نبکاها به گلدان بیابان نیز
نامیده شدهاند.
دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شدهاست:
1– لوت شمالی از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شدهاست و حد جنوبی آن را
بریدگیهای نا منظم
مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل میدهد.
ناهمواریهای ماسهای به شکل سفرههای ماسهای
در آن وجود دارد.
2– لوت مرکزی شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمتهای شرقی لوت
مرکزی تپهها و
تودههای عظیم و به هم پیوسته ماسهای قرار گرفته و سطح
قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط 52
کیلومتر وطول متوسط ۱۶۲ کیلومتر در
لوت پوشاندهاست. بخشی از ناهمواریهای لوت مرکزی دارای
پوشش گیاهی بوده و
بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.
3- لوت جنوبی (لوت زنگی) غنیترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است
دشت ریگ سوخته یا "تل گندم بریان "
"تل گندم بریان" با مساحت 480 کیلومتر در شرق رود
شور قرار دارد و سطح آن از گدازه های
آتشفشانی سیاهرنگ پوشیده شده که رنگ
تیره این خطه با جذب حرارت خورشید، موجب افزایش گرمای
موجود می شود.
گفته می شود در تابستان دمای هوا در این نقطه در سایه 65 درجه بالای صفر و
در آفتاب در روی گدازه
های آتشفشانی به 100 درجه سانتیگراد می رسد
.
گندمبریان تپه ای است که از جاذبه های زیبا و دیدنی کویر لوت به شمار می رود و
جامعه محلی بیابان لوت آن را با نام ریگسوخته نیز میشناسند.این تپه در
فاصله 80کیلومتری شمال
شهر شهداد ودر شرق رود بیرجند قرار گرفته که با
آخرین اندازهگیری توسط تیم پژوهش مشخص شد که
مساحت آن حدود 200 کیلومتر مربع است.
اثبات شده که گندمبریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67درجه سانتیگراد
در سایه، از گرمترین نقطه
های زمین است. سطح گندم بریان پوشیده از سنگها و
گدازههای بازالتی سیاهرنگ آتشفشانی است
كلوت شهداد، شگفتی در دل كویر
وجود
كلوتها از جمله شگفتیهای شهداد و از جاذبههای طبیعی منطقه است كه گردشگران
بسیاری را برای بازدید از آنها به كویر میكشاند.
واژه
كلوت از 2 واژه «كل» به معنای آبادی و «لوت» كه اشاره به كویر لوت دارد، تشكیل
شده
است. این سازههای طبیعی از دور شهری را به یاد آدمی میآورد كه متروك شده؛ قابل
توجه است كه وسعت این كلوتها نزدیك به 11 هزار مترمربع است و با شهر شهداد 43
كیلومتر فاصله دارد.
طبیعت
با صرف هزاران سال زمان و با كمك پدیده فرسایش، این شگفتی را خلق كرده كه
باورش
برای هر بینندهای سخت است. نمنم باران بر پهنه خشك كویر لوت میبارد و خاكهای
تلشدهای را گرد سنگها استوار میكند، اینگونه است كه طی سالیان سال سازههای
این شهر
شگفتانگیز به وجود آمده است.
ژنرال
سرپرسی سایكس انگلیسی، زمانی كه در ایران بوده پس از دیدن كلوتها مینویسد:
«آثار شهر كلوتها از غرایب
طبیعت است. حین عبور از بین این نقاط مخروب، شخص
تصور میكند كه از وسط قلاع قصههای
جن و پری میگذرد. این ابنیهای كه طبقهطبقه روی
هم بنا شده و گویی اشخاصی ورای
بنی نوع انسان در ساختمان آن دخیل بودهاند، اشكال
عبادتگاهها، اهرام، برجها و
قلههای بزرگی را در نظر انسان مجسم میكنند كه بدون اغراق،
انسان از مشاهده آنها
بر خود میلرزد.»
کویر نوردان کوچک
گزارش برنامه : طبق هماهنگیهای قبل با آقای شامحمدی از همنوردان
شهرستان گنبد استان
گلستان، قرار بر این شد که در این تاریخ برنامه کویر، مشترک
بین باشگاه البرز و گروه
کوهنوردی افق بم برگزار شود.
که در این برنامه گروه
کوهنوردی میعاد شیراز و دوست وبلاگ نویسمان از تهران خانم
عاطفه قربانی به همراه خانواده و
دونفر از دوستان وبلاگ نویسشان و همنوردان قائن وکهنوج
در این برنامه اعلام آمادگی
نمودند.
روز چهارشنبه ساعت
8:15 با مینی بوس بم را به مقصد کرمان ترک گفته و با تاخیر یک
ساعته در راه آهن
میزبان همنوردان گنبد بودیم. بعد از معذرت خواهی به خاطر دیر رسیدن. و
آشنایی با
دوستان و همنوردان به طرف منزل راه افتادیم بعد از استراحتی کوتاه به طرف حمام
گنجعلی
خان و چایخانه سنتی وکیل و بازار مس گرا و موزه زرتشتیان رفتیم. ساعت 19 بعد
از
هماهنگی بین گروه ها همگی به طرف شهداد راه افتاده و برای اقامه فریضه الهی در
مسجد
سیرچ توقفی کوتاه داشتیم.
برای خوابگاه از قبل
با آقای شفیع آبادی مسئول خوابگاه در روستای شفیع آباد هماهنگ شده
بود. و ما در
ساعت 30 :21 مستقیم به خوابگاه رفتیم ، خانه ای بود در روستا که تورهای
مسافرتی در
آنجا اسکان می گرفتند.
ساعتی برای استراحت
و شام در نظر گرفته شد و بعد جلسه ی معارفه را آغاز کردیم مجری
برنامه آقای کولف
که با شعرها و مطلبهای زیبایشان ما را مستفید کردند و بعد صحبتهای
سرپرست برنامه و
راهنما در مورد برنامه، و دو روز با هم بودن در کویر...
و بعد از دوستان
خواسته شد با ذکر نام، توضیحاتی در مورد سابقه کوهنوردی و خود بدهند.
یکی به یکی
دوستان خود را معرفی کردند. و این باعث شد تا یک جمع صمیمی بوجود آید در
.
ساعت بیدارباش صبح
بعد 5 بامداد اعلام گردید. و دوستان به استراحت پرداختند.
ساعت 10 : 6 بامداد
با دو عدد مینی بوس و دو ماشین شاسی بلند
و یک پراید که خود
حکایت دارد. منزل را به سوی مقصد ترک کردیم. از راهنما دلیل
آوردن پراید را پرسیدم و
ایشان گفتند به دلیل تجدد قوا و روحیه برای رانندگان مینی
بوس. 30 کیلومتری در جاده
نهبندان طی کردیم تا به محل تابلو، مسیر گندم بریان
رسیدیم . چند دقیقه ای توقف برای گرفتن
عکس از تابلو و صبحدم.
در بین راه یکی دو
جا از مسیر را می بایست ماهرانه عبور کرد تا ماشین ها در خاک فرو
نروند. افق درآمده و ما
نظاره گر طلوع آفتاب در کویر گندم بریان بودیم. چند دقیقه ای برای
گرفتن عکس، که
تنها ماندگاران سفر می باشند وقت گذاشتیم.
دوستان همگی از شور و نشاط خاصی
برخوردار بودند و دیدن منطقه برایشان لذت بخش بود
و صبح خود را در کویر با دویدن
آغاز کردند. مقداری زودتر حرکت کردند و بعد ما به آنها
پیوستیم و همگی با مینی بوس
ادامه مسیر دادیم. کویر بود و حرکت دو مینی بوس و 3 ماشین
سواری. 3 ساعتی مسیر
خاکی را طی کردیم تا به رودخانه کال شور رسیدیم. زیبا و بکر بود.
دوستان در ماسه
های بغل رودخانه عکسهایی یادگاری گرفتند و بیادگار نام گروه خود را بر
ماسه نقش
بستند.
با توضیحات راهنما مقداری
جلوتر رفتیم و بعد آغاز کویر نوردی. آخر مسیر ماشین و همه
همنوردان کویر نورد در
اینجا خود را برای چندساعتی پیاده روی آماده کردند و بعد از
توضیحات سرپرست سرقدم
و راهنما آقای کمال الدینی و عقب دار آقای شا محمدی و کمک
سرپرست نیز خانم قشقایی
معرفی شدند.
عقربه های ساعت 10 صبح
را نشان می داد که از فراز و نشیب کنار رودخانه عبور کردیم و
کف رودخانه را پیموده
تا درآن سوی دیگر، بالا رفته و ادامه مسیر تا رسیدن به منطقه.
سنگهای مذاب مانند
گلهای قالی بر زمین نقش بسته بودند.
هر چه پیش می رفتیم
زیبایی سنگها بیشتر نمایان بود کم کم صعود به طرف بالای تپه را داشتیم
آرام آرام
در خاک قدم می گذاشتیم و سنگها را نظاره گر بودیم هر کدام به اشکال مختلف.
20 :11 بود که بر
فراز تپه گندم بریان به کویر نوردان تبریک گفته و بعد از گرفتن عکسهای
یادگاری و
خوردن تنقلات و میوه فرود را از شینسکی آغاز کردیم.
خاکی نرم که ما را
به پایین هدایت می کرد و لذت فرودش را بر ما باقی می گذاشت.
سنگهای زیبا سوغات
گندم بریان بود که هر کس چند دانه ای از آن بیادگار بر می داشت.
.مسیر رفته را باز
گشته تا در ساعت 13 در کنار کال شور با مینی بوس به طرف جاده را
افتادیم و آز آنجا
به کمپ کویری. که باز زیبایی کویر و کمپ هم برای همنوردانمان تازگی
داشت.
شب آرام آرام چادر
سیاه خود را پهن کرد و عده ای برای دیدن آسمان پرستاره کویر بر بالای
تپه رفتند. و
عده ای در کنار آتش که از قبل با نگهبان کمپ هماهنگ شده بود گذراندیم. در کنار
آتش
باز از صحبتها و دکلمه ها و خاطرات دوستان مستفیذ شدیم.
آقای دارابی جوجه کباب را
به همراه دو تن دیگر از دوستانشان آماده کردند و دوستان گنبد
میزبان بودند در این شب پرستاره کویر.
آقای اسماعیلی هدیه
ای با ارزش که بافت ترکمن بود از طرف باشگاه به سرپرست برنامه
تقدیم کردند که جا
دارد از ایشان و همنوردان گنبد باز تشکر کرد.
پاسی از شب بود که
دوستان یکی به یکی خداحافظی کردند و به کیسه خوابها و چادرهایی که
در آلاچیق ها برپا
کرده بودند رفتند.
شب کویری سپری شد و
خاطره اش در دفترچه ذهن بیادگار ثبت شد. صبح زود 6 بامداد
دوستان شیراز بدلیل ذیق
وقت که داشتند و پیشنهاد همنوردانشان گشت و گذار در کرمان را به
کلوت ترجیح دادند.
و ما بعد از خداحافظی از خانم قشقایی و همنوردشان. راهمان جدا کرده و
به کلوت
پیوستیم.
ساعت 7 بامداد در
کلوت شهداد قدم گذاشتیم و از این شهر خیالی، رویایی بیش برایمان برجای
نماند. و
این رویا واقعیت می یابد وقتی که نظاره گر عکسها که تنها یادگاران کلوتند هستیم..
ساعتی رفت و غرق در
تماشای کویر، آسمانی زیبا و ابری و نمای زیبای خانه های خیالی در
شهر رویایی و
گرفتن عکسهای یادگاری در کنار دوستان.و ساعتی برگشت بدلیل ذیق وقت.
راننده خوب و محبوبمان آقای علی آبادی با ابوالفضل عزیز و دوست داشتنی از دیار گنبد
در اینجا پایان
برنامه کویر و خدا حافظی از نرگس عزیز و
همسر مهربانشان و همنوردان
خوب کهنوج و راهنمای برنامه.
هر کدام به سوی دیار خود و
ما ماندیم و همنوردان گنبد و تهران ..
رهسپار شدیم به دیار
ماهان به باغ شاهزاده که قدمتش بر می گردد به سالیان سال...

گشت و گذاری در باغ
و دیدن نمای ساختمانهای قدیمی و درختان همیشه سبز کاج و حوض
های متعدد و آبشارهای دست ساز بشر، که همه دست در دست هم
داده اند و این باغ زیبا را
بوجود آوردند.
ساعتی ماندیم و بعد
به سوی کرمان رفتیم نهار را در منزل صرف کرده و آماده شدیم برای رفتن.
ساعت 16 در راه آهن
بودیم، نگاه ها مضطرب از جدایی و دلی شاد برای رفتن به خانه ودیار خود...
هر چه بود گذشت. چه
شاد و چه ناراحت. لحظه خداحافظی لحظه ای سنگین است.....
خواب آسوده ابوالفضل بعد از اتمام برنامه در آغوش مادر
سه پایه دوربین ، کوله پشتی ، کویر .کلوتها و نگاه بیننده. خود حکایتهایی
توصیف ناپذیر دارد...
در آخر: تشکر از همه
دوستان و همنوردان گرامی به خاطر همکاریهای لازم با اینجانب...
به امید صعودی دیگر در دیار کرمان یا بم...